درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣ - آیا حرکت وضعی بدون امکان حرکت أینی متصور است؟
اشراقیون مدعی هستند که مکان، خودش حقیقتی مستقل از اجسام است.
اجسام مادی در فضایی قرار گرفتهاند که آن فضا خودش غیر از اجسام است. این فضا ثابت است و این اجسامند که متحرکند. وقتی جسم حرکت میکند، قسمتی از فضا را رها میکند و قسمتی دیگر از فضا را میگیرد. راجع به آن فضا که «بعد مجرد» نامیده میشود این سؤال مطرح میشود که آیا متناهی است و یا غیرمتناهی. کسانی که به «بعد مجرد» قائل هستند آن را متناهی میدانند. این یک نظریه در باب مکان است که نظریه اشراقیون است و مرحوم آخوند هم تمایلی به همین نظریه دارد و لذا نظریه بعدی را که مشائین به آن قائلند با «عندهم» میآورد.
مشائین میگویند مکان از خود اجسام به وجود میآید و اگر اجسام نباشند مکانی هم نیست. طبق نظریه شیخ اشراق اگر تمام اجسام عالم در یک آن معدوم شود باز چیزی وجود دارد و آن فضای خالی از اجسام است ولی مطابق نظر بوعلی اگر تمام اجسام معدوم شوند دیگر فضایی هم وجود نخواهد داشت. معدوم شدن اشیاء، مساوی است با معدوم شدن همه ابعاد، و آنچه فضا مینامیم امری است که ذهن ما در درون خودش خلق میکند و الّا در عالم خارج فضای غیر از اجسام وجود ندارد. هر جسمی به اندازه خودش قسمتی از فضا را تشکیل داده است و فضا یعنی مجموع این اجسام. ما به اندازه حجم بدنمان همین مقدار فضا ایجاد کردهایم و اگر ما نبودیم جسم یا اجسام دیگری این فضا را پر میکرد. مسئله امتناع خلأ هم بیشتر بر همین اساس بود. میگفتند خلأ معنایش این است که فضا باشد و جسم نباشد. فضا را جسم به وجود میآورد و بنابراین اینکه فضا باشد و جسم نباشد امری محال است.
حال این سؤال مطرح میشود که بنا بر این نظریه که اساساً فضا را همین اجسام به وجود میآورند مکان به چه معناست؟ مطابق این نظریه، مکان جسم محاط عبارت است از سطح مقعر [اجسام یا] جسمی که محیط بر آن است. هر جسمی محاط به اجسامی است. ما که در اینجا روی زمین نشستهایم محاط به اجسام هستیم. قسمتی از بدن ما محاط به زمین است و قسمتهایی از آن محاط به دیوار،لباسهای ما و نیز هوای مجاور است. مکان هریک از ما عبارت است از سطح مقعر اجسامی که محیط بر ما هستند. در این صورت تغییر مکان به معنای عوض کردن محیط است. وقتی که من حرکت میکنم محیط خود را عوض میکنم. مکان جز همان سطحی از اجسام دیگر که بر ما احاطه پیدا کرده چیز دیگری نیست. این هم نظریه مشائین. میگویند ارسطو هم در باب مکان چنین