درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - دو نوع ماهیت
میپرسیم آیا مقدار جسم تغییر میکند یا نه؟ اگر تغییر نمیکند، پس «بالقوه است» یعنی این مقادیر برایش فعلیت پیدا نکردهاند. پس هر جسم غیرنامی، بالقوه میتواند رشد پیدا کند. آیا بالقوه رشد کردن، حرکت در کم است؟ اما اگر بگویید این مقادیر، بالفعل است یعنی در این آن، این مقدار را دارد و در آنِ دیگر مقدار دیگر، پس مقادیر به دنبال هم در آنات متتالی پدید میآیند که گفتیم محال است.
پاسخ ایراد فخر رازی همان است که مرحوم آخوند قبلًا بیان کرد. شیء وقتی حرکت کمّی میکند دارای مقدار بالفعل نیست بلکه دارای مقدار بالقوه است، همان که در مورد ماهیت گفتیم. مقدار یعنی حد، یعنی کمیت محدود. مثلًا وقتی میگوییم امتداد یک شیء دو متر است، مقدار یعنی دو متر بودن. زمانی که شیء حرکت کمّی میکند «کمیت» دارد ولی «مقدار» ندارد یعنی کمیت متعین ندارد مگر بالقوه. بالقوه در اینجا یعنی در هر آن یک کمیت محدود از آن قابل انتزاع است و یا در هر آنی که ساکن شود یک کمیت محدود خاص دارد.
مرحوم آخوند میگوید شما (فخر رازی) معنای کلمه بالقوه را در عبارت شیخ نفهمیدهاید. کلمه «بالقوه» در اینجا به معنای «بالاجمال» است نه بالقوهای که به معنای بالامکان در مقابل بالفعل به کار میرود. اگر میگوییم مقادیر، بالقوه هستند یا میگوییم ماهیات، بالقوه هستند یعنی بالاجمال هستند نه بالتفصیل. این به چه معناست؟
دو نوع ماهیت
مرحوم آخوند میگوید ما دو نوع ماهیت داریم که وقتی شیء را ساکن هم فرض کنیم باز همینطور است. (این از نظرات اختصاصی مرحوم آخوند است که در مباحث الهیات بالمعنی الاخص آمده است.) ماهیات گاهی بالتفصیل موجودند و گاهی بالاجمال و به صورت طولی. مثلًا ماهیت گوسفند در گوسفند وجود دارد و ماهیت نبات در نبات و ماهیت انسان در انسان. با اینکه انسان نقطه مقابل جماد و نبات است، به یک اعتبار همه این ماهیات در انسان جمع هستند. همین انسان که در مورد او «لیس بحجر» و «لیس بنبات» و «لیس بحیوان» صدق میکند در عین حال به یک معنای دیگر واجد همه این ماهیات است.
در مباحث اعتبارات ماهیت این مطلب مطرح شده است که ما دو نوع «لا بشرط» و «بشرط لا» داریم: یک نوع، لا بشرط و بشرط لایی است که در باب ماده اعتبار میکنند.