درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨ - پاسخ ایراد فخر رازی
موضوع بیش از یک بار وارد سواد حقیقی نمیشود.
موضوع متلبس به سواد شده و بعد، از آن خارج میشود و این در لحظه صورت میگیرد و بس. ما چند رنگ اصلی- فرضاً ده نوع رنگ- که بیشتر نداریم. قول شما که میگویید شیء که حرکت میکند دائماً از نوعی به نوع دیگر خارج میشود مستلزم این است که میلیونها نوع رنگ داشته باشیم. ثانیاً، مگر سواد چند نوع است که میگویید سواد از نوعی به نوعی دیگر خارج میشود؟.
فخر رازی میگوید این نشان میدهد که مطلب چیز دیگری است. در مورد یک شیء که حرکت اشتدادی به سوی مثلًا سیاهی میکند یعنی سیاه است و دائماً سیاهتر میشود ما باید قائل شویم که سواد حقیقی یکی از این مراتب است و نه بیشتر و غیر از آن، مخلوط و ممزوجهایی از رنگها هستند. مثلًا سیاه کمرنگ واقعاً سیاه کمرنگ نیست بلکه مخلوطی از سیاه و رنگهای دیگر است. فخر رازی اضافه میکند که فرضاً اگر این حرف در بعضی موارد صحیح باشد در مورد مقدار صدق نمیکند و در این مورد مطلب را باید به گونه دیگری بیان کرد که توضیح آن خواهد آمد.
پاسخ ایراد فخر رازی
کسی ممکن است به فخر رازی نقض وارد کرده بگوید: گیریم شما این سخن را در باب رنگها بگویید. آیا در مورد همه حرکات اشتدادی میتوانید همین را بگویید؟
مثلًا اگر شیء از درجه حرارت صفر به درجه حرارت صد حرکت میکند آیا میتوانید بگویید که یکی از این درجات، حرارت است و درجات دیگر از حرارت در واقع مخلوطی از حرارت و چیز دیگری- مثلًا برودت- است؟.
در مورد رنگها که اضداد وجودی هستند در بعضی موارد حق با فخر رازی است یعنی رنگها مخلوطند و ایرادی ندارد که دو امر وجودی با یکدیگر مخلوط باشند. به هرحال این یک جواب نقضی است که میتوان در جواب فخر رازی مطرح کرد [١]. مرحوم آخوند به گونه دیگری جواب میدهد. میگوید این حرف از فخر رازی عجیب است. یعنی چه که یکی از این مراتب، سواد است و بقیه سواد نیست؟ این کدام مرتبه
[١]. ممکن است کسی بخواهد نظریه فخر رازی را براساس نظریه فیزیک امروز در مورد رنگها تفسیر کند. طبق نظریه جدید، رنگ واقعاً کیفیت جسم نیست و بنابراین از بحث خارج است. ولی مسلّماً سخن فخر رازی ناظر به مطلبی که علم امروز کشف کرده نیست، بلکه براساس همان نظریهای است که رنگها را کیفیت میداند.