درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣ - راه ابطال نظریه اول
اینکه سه نظریه از چهار نظریه را باطل میکند، میگوید پس نظریه چهارم درست است و دیگر برای نظریه چهارم دلیل خاصی نمیآورد. با ایرادی که مطرح کردیم نظریه اول هنوز ابطال نشده است ولی میتوان آن را از راه دیگری ابطال کرد.
راه ابطال نظریه اول
مرحوم حاجی در حواشی خود در باب ربط حادث به قدیم مطلبی گفته است که کم و بیش همان است که ما اینجا میخواهیم بگوییم ولی متأسفانه در اینجا این مطلب را بیان نکرده است. آن مطلب این است که دلیل اینکه مقوله خودش نمیتواند موضوع باشد این است که اگر معنای حرکت در أین، این باشد که خود أین متحرک و متجدد است در اینجا دیگر در واقع و نفس الامر، قابل و مقبولی نداریم؛ یعنی این طور نیست که چیزی چیز دیگری را قبول کند. به تعبیری که از مرحوم آخوند داشتیم دیگر حرکت، صفت عارضی أین نخواهد بود بلکه صفت ذاتی أین خواهد بود، یعنی همان مطلبی که ایشان در مورد حرکت جوهری میگفت که در آنجا حرکت صفت ذاتی مقوله است.
حق این بود که مرحوم آخوند از ابتدا از همین راه وارد میشد و میگفت آنجا که حرکت صفت ذاتی مقوله است معنایش این است که متحرک عین حرکت است.
در این حالت در واقع دو چیز به نام متحرک و حرکت نداریم بلکه تحلیلًا دو چیز داریم، همانطور که در باب جسم، ممتد و امتدادی نداریم و امتداد عین ممتد است.
حال آیا ایرادی دارد که در اینجا حرکت عین متحرک باشد؟ چرا نمیتوان عین همان حرفی که در مورد حرکت در جوهر به عنوان صفت ذاتی مقوله گفته میشود در مورد حرکت در چهار مقوله دیگر گفت؟ پاسخ این است که اگر حرکت، صفت ذاتی أین باشد فاعل و علتی که این حرکت را ایجاد میکند، همان علتی است که خود أین را ایجاد میکند، به این معنا که فاعل، أین را ایجاد میکند که لازمه ذات آن أین، حرکت است. حال میپرسیم آیا این أینی که شما فرض کردهاید و به آن شخصیت دادهاید وجود فی نفسه و لنفسه دارد؟ آیا امری است که در کنار جسم قرار گرفته است «کضمّ الحجر فی جنب الانسان» مثل اینکه ما الآن در کنار دیوار قرار گرفتهایم، که در اینجا یک رابطه اعتباری وجود دارد؟ اینطور نیست، بلکه این أین عرض است، وجودش وجود ربطی و وجود ناعت است و ایجاد فی نفسه و لنفسه برای عرض محال است و تنها جعل تألیفی به عرض تعلق میگیرد. آن وجود فی نفسه که برای أین در نظر میگیرید عین وجود أین