درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٤ - اشکال و پاسخ
علاوه مراتب قرب و بعد علت حرکت است یعنی حرکت را فقط در مرتبه معلول در نظر بگیرند و تجدد مراتب قرب و بعد را در مرتبه علت. آنها ایندو را دو چیزی که یکی تماماً بر دیگری تقدم دارد در نظر نمیگیرند بلکه در واقع به یک علیت متداخل قائل هستند. بنابراین طبیعت با شطری از مراتب قرب و بعد، علت برای شطری از حرکت است و طبیعت با شطری از حرکت، علت برای شطری از قرب و بعد است. پس قرب و بعد به همراه طبیعت، علت حرکت میشود و نیز طبیعت به همراه حرکت، علت قرب و بعد میشود. البته «شطر» که در اینجا گفته میشود منظور این نیست که اینها در خارج مجزای از یکدیگر هستند.
اگر بخواهیم سخن مستشکل را روی مثال پیاده کنیم اینطور میگوییم که سنگ که از بالا به سمت پایین حرکت میکند طبیعت سنگ به همراه درجهای از قرب، علت درجهای از حرکت است. حال که درجهای از حرکت پیدا شد، طبیعت سنگ به همراه این درجه از حرکت، علت درجه جدیدی از قرب است و باز طبیعت به همراه این درجه جدید قرب، علت مرتبه دیگری از حرکت میشود.
مرحوم آخوند میگوید این توجیه مشکلی را حل نمیکند زیرا اولًا در این جهت فرق نمیکند که ما مراتب قرب و بعد را یکسره در مرتبه علت، و مراتب حرکت را یکسره در مرتبه معلول در نظر بگیریم و یا اینکه چنین فرض کنیم که مراتبی از قرب، علت مرتبهای از مراتب حرکت، و مرتبهای از حرکت، علت مرتبهای از مراتب قرب است.
مرحوم آخوند این را ذکر نکرده ولی این توجیه اساساً بیمعنی است. چه اولویتی در کار است که حرکت این سنگ را شطرْ شطر کرده، بگوییم مثلًا در میلی متر اول، طبیعت به همراه قرب، علت حرکت سنگ است و در میلی متر دوم طبیعت به همراه حرکت، علت برای درجه دوم قرب است؟ این تشطیر کردن بی معناست چون اولویتی در کار نیست. اگر هم تشطیری بخواهد در کار بیاید باید ایندو- یعنی مرتبهای از قرب و مرتبهای از حرکت- هم علت باشند و هم معلول، که چنین چیزی محال است؛ یعنی باید بگوییم طبیعت به انضمام مراتب قرب و بعد، علت مراتب حرکت است و باز طبیعت به انضمام مراتب حرکت، علت مراتب قرب و بعد است. پس لازم میآید مراتب قرب و مراتب حرکت، هم علت و هم معلول یکدیگر باشند.
ثانیاً خود مراتب قرب و بعد چیست؟ شما خیال کردهاید که طبیعت که به سمت پایین حرکت میکند دو کار صورت میدهد؛ یک کار، حرکت است و کار دیگر این است که به