درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٦ - لزوم تفکیک میان سه مطلب
است متحرک است و در عین اینکه تجدد است متجدد است. گفتیم آنها هم که میگفتند:«التسوّد هو سواد اشتدّ» [میتوانستند همین را بگویند و بلکه] غیر از این نمیخواستند بگویند.
لزوم تفکیک میان سه مطلب
در اینجا سه مطلب است که معمولًا با یکدیگر مخلوط میشود و همین سبب اشتباهات زیادی شده است. یک مطلب همان است که ما در باب موضوع حرکت، یک وقت میگوییم حرکت نیاز به موضوع دارد از باب اینکه عرض است و یا حرکتِ یک عرض است و عرض موضوع میخواهد. گفتیم در اینجا این محل بحث نیست. مطلب دوم این است که حرکت موضوع میخواهد از باب اینکه حادث است و هر حادثی ماده میخواهد که این محل بحث است.
مطلب سوم که آن هم محل بحث نیست مربوط است به آنچه که در باب مشتق بحث میکنند و آن این است که آیا ما میتوانیم به حرکت، «متحرک» اطلاق کنیم؟
(مثل آنچه که در باب وجود میگویند که آیا به وجود میتوانیم موجود اطلاق کنیم.)
جواب این است که در امور انتزاعی محض، مشتق به مبدأ اشتقاقش صدق نمیکند؛ مثلًا به ابوّت نمیتوانیم أب اطلاق کنیم چه مفهوم مشتق را بسیط بدانیم و چه مرکب.
ولی در مواردی که مفهوم، انتزاعی به آن معنا نباشد یعنی مفهومی که منتزع از شیءدیگر باشد نباشد، در آنجا مشتق به مبدأ اشتقاق خودش هم صدق میکند، مثل وجود و موجود. در باب وجود و موجود، اگر ما قائل به اصالت ماهیت باشیم، به هیچ نحو نمیتوان به وجود، موجود اطلاق کرد و این به مسئله مشتق مربوط نیست.
اگر قائل به اصالت وجود شویم و برای وجود حقیقتی قائل باشیم، آن وقت است که میتوانیم به وجود موجود بگوییم.
در اینجا هم عیناً همینطور است. یک وقت بحث سر این است که آیا ما به تجدد میتوانیم متجدد اطلاق کنیم؟ پاسخ این است که اگر قائل به اصالت وجود بشویم و حرکت را نحوه وجود بدانیم و صرف یک مفهوم انتزاعی از ماهیات نشماریم، یعنی تجدد را صفت ذاتی وجود بدانیم، میتوانیم همانی را که تجدد است متجدد هم بنامیم ولی این ربطی به مسئله موضوع در باب حرکت ندارد. کسانی که در باب نسبت حرکت به مقوله میگویند مقوله موضوع است، اگر مرادشان موضوع مصطلحی باشد که ما میگوییم یعنی همین که هر حرکتی نیاز به موضوع دارد این مسئله دیگری است. پس اینجا سه مسئله است