درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٣ - تدریج در تدریج محال است
است. پس وقتی میگوییم یک شیء تدریجاً حرکت میکند خود راه افتادن را تبعیض کردهایم و این ملازم با این است که مادامی که این تدریج باقی است ذرهای از مسافت طی نشود، زیرا اگر ذرهای از مسافت را طی کند، بهطور کامل به حرکت متلبس شده است.
این است که ایشان میگوید لازمه تدریج در تدریج در یک شیء، امعان در آن شیء است. اگر بگوییم شیء مسافت را تدریجاً طی میکند، معنایش امعان در مسافت نیست، معنایش این است که این مسافت را آناً فآناً طی میکند. اما اگر بگوییم که این شیء تدریجاً حرکت میکند، به این معنا که پیدایش حرکت آن، امری تدریجی است و مثلًا یک ساعت است که مشغول به حرکت در حرکت است، لازمهاش این است که در همان حالت اولیهای که از نظر مسافت بوده باقی بماند.
پس شیء حرکت نکرده است و بنابراین حرکت در حرکت هم صورت نگرفته است.
این هم بیان دوم.
حال میپردازیم به بیان یا جهت سومی که مرحوم آخوند ذکر کرده است. در اینجا ایشان مطلبی میگوید که چنانکه عرض کردم عبارت ابهام دارد و روشن نیست که آیا دنباله حرف پیش است و یا امری است علی حده. فرض کنیم آن مقوله أن یفعل تسخین است. تسخین یعنی گرم کردن تدریجی و تسخّن به معنای گرم شدن تدریجی است، همچنان که تبرید یعنی سرد کردن تدریجی و تبرّد به معنای سرد شدن تدریجی است. وقتی ما شیئی را گرم میکنیم مثلًا آب را به وسیله آتش گرم میکنیم درجه حرارت آن تدریجاً بالا میرود. اگر تسخین، یعنی این تدریج در گرم کردن بخواهد خودش تدریجی باشد، یعنی مثلًا آتش «تدریجاً» دارد «تدریجاً» گرم میکند، لازمهاش این است که این حرکت به سوی تبرید باشد نه به سوی تسخین و حال آنکه حقیقت تسخین این است که این شیء تدریجاً گرم شود، یعنی درجه حرارتش تدریجاً بالا برود. پس اگر تسخین (تدریجاً پیدا شدن گرما) تدریجی باشد، لازمهاش این است که این حرکت کیفی به جای سخونت به سویبرودت باشد.
مقصود مرحوم آخوند در اینجا چیست؟ حاجی به نحوی این استدلال را توجیه کرده است ولی آقای طباطبایی [درباره چگونگی تبدیل تسخین تدریجی به تبرید] توضیحی ندادهاند اما مطلب را به نحوی بیان کردهاند که معلوم است آن را دنبال حرف پیشین گرفتهاند. مرحوم حاجی خواسته است با مقدمهای این مطلب را توضیح دهد. آن مقدمه این است که لازمه جواز حرکت در یک مقوله این است که همانطور که انتقال از فردی به فردی جایز است، انتقال از نوعی به نوعی هم جایز باشد. حال اگر حرکت در مقوله أن