درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - حرکت، نوعی جامع اضداد
بعد از آن ماهیت گذشته و به ماهیت دیگری وارد شده است.
البته مرحوم آخوند به این تعبیر درباره طبیعت بحث نکرده ولی لازمه حرف ایشان همین است. ایشان بهطور خاص در مورد انسان این را گفته است ولی این مطلب قابل تعمیم به جاهای دیگر است، البته با ملاحظه اختلاف خاصی که میان انسان و سایر موجودات وجود دارد. آن اختلاف همان است که مرحوم آخوند در باب انسان بدان تصریح میکند؛ اینکه انسان نوع واحد نیست و هر فردی از انسان یک نوع است و بلکه هر فرد در هر آنی داخل در یک نوع است. پس اگر میگوییم انسان نوع است در واقع اینطور نیست؛ انسان جنس است نه نوع. هر چیزی را بخواهیم نوع بگیریم در واقع نوع واقعی نیست زیرا باید آن را ثابت فرض کنیم. این هم مطلبی که در اینجا مرحوم آخوند بیان نکرده و در جای دیگر ذکر کرده است.
حرکت، نوعی جامع اضداد
آخرین مطلب از سه مطلبی که مرحوم آخوند در اینجا بیان میکند درباره ویژگی خاص حرکت است. آیا شیء در حال حرکت باقی است یا باقی نیست؟ واحد است یا کثیر؟ بالقوه است یا بالفعل؟ من مطلب را به بیان دیگری میگویم بعد بیان مرحوم آخوند را عرض میکنم.
در گذشته گفتیم حرکت دو اعتبار دارد، اعتبار توسط و اعتبار قطع. حرکت به اعتبار توسط امری آنی الحدوث و مستمرّالبقاء است و به اعتبار قطع یک امر ممتد، متصرم و متجددالوجود است که آناً فآناً حادث شده و زایل میشود. چون مقوله با حرکت متحد است مقولهای هم که حرکت در آن واقع میشود به اعتبار انطباقش بر حرکت توسطی یک امر آنی الحدوث و مستمرّالبقاء است و به اعتبار انطباقش بر حرکت قطعی یک امر ممتد و متجدد الوجود است که دائماً در حال حدوث و فناست. ولی گفتیم که حرکت قطعی و حرکت توسطی دو امر جدا نیستند بلکه دو اعتبار از شیء واحد هستند.
لازمه این حرف این است که وقتی شیء مثلًا در مقوله کیف حرکت میکند، هم درست است که بگوییم یک کیف واحد از ابتدا تا انتهای حرکت وجود دارد و هم درست است که بگوییم یک امر واحد ممتد وجود دارد که مراتبش موجود میشوند و فانی میشوند. پس اگر بگوییم یک امر باقی مستمر در عالم طبیعت و عالم حرکت داریم درست گفتهایم و اگر بگوییم هیچ امر باقی در عالم حرکت نداریم باز هم درست گفتهایم،