درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠١ - مرحوم آخوند و مسئله موضوع در حرکت جوهری
ما بالفعل باشد و آن امر منحصر در جسم است. در باب حرکت در جوهر نمیتوانیم بگوییم که موضوع جسم است چون حرکت در خود جسم صورت میگیرد. آیا این مطلب که مرحوم آخوند در اینجا میفرماید موضوع حرکت ماده است مخالف با مطلب فصل هجدهم نیست که میگفت موضوع حرکت نه میتواند بالقوه محض باشد و نه میتواند بالفعل محض باشد؟.
اگر موضوع حرکت ماده یعنی هیولای اولی باشد هیولای اولی قوه محض است و گفتیم قوه محض نمیتواند موضوع حرکت واقع شود و از خود هیچ حکمی ندارد، ولی در اینجا مرحوم آخوند نمیگوید که هیولای محض موضوع است بلکه میگوید «هیولی مع صورةٍ مّا» موضوع است. همین صور جوهری که ما فیه الحرکه است، به اعتباری با هیولی موضوع حرکت است. صور هیولی آناً فآناً تغییر میکند و یک صورت واحد متصل داریم که به صورتهای غیرمتناهی تحلیل میشود. پس هیولی در هر آنی همراه با صورتی است و بنابراین از ابتدا تا انتهای حرکت یک امر ثابت باقی داریم و آن امر ثابت باقی «هیولی مع صورةٍ مّا» است.
در واقع این صورةٌ مّایی که مرحوم آخوند در اینجا میگوید بر حرکت توسطیهای منطبق میشود که ایشان قبلًا بیان کرده بود. عرض کردیم که بعد اثبات خواهیم کرد که وقتی حرکت در یک مقوله صورت میگیرد فرق حرکت و آن مقوله فرق اعتباری است و حرکت عین آن مقوله است. اگر ما قائل شویم که حرکت قطعی که یک حقیقت ممتد متصلِ حادثِ زایل است وجود دارد برای آن مقوله هم باید وجود ممتد متصل قائل باشیم. اگر قائل شویم که حرکت توسطی که یک امر ثابت مستمر است وجود دارد باید بگوییم آن مقوله هم یک وجود واحد مستمر دارد. بنابراین اگر بگوییم که هر دو وجود دارد- که مرحوم آخوند علاوه بر حرکت قطعی، از راه کلی طبیعی و فرد به حرکت توسطی هم قائل میشود- باید در باب حرکت جوهری قائل شویم که این صور یک وجود واحد ممتد متصل دارند که منطبق بر حرکت قطعی است و یک وجود واحد بسیط مستمر دارند که منطبق بر حرکت توسطی است. پس اینکه میگوییم «هیولی مع صورةٍ مّا» وجود باقی مستمر دارد از آن جهت است که بر حرکت توسطیه انطباق دارد.
بنابراین مرحوم آخوند در اینجا به یک موضوع ثابت باقی که همان «هیولی مع صورةٍ مّا» است قائل شد. «صورة مّا» یعنی صورت لا علی التعیین و به یک معنا صورت کلی، ولی کلیای که همیشه با یک فرد وجود دارد و باقی است.