ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٧ - پيشگفتار
نموده است .
دكتر صبحى محمصانى مى گويد : اجتهاد عبارت است از صرف همت و كوشش در پى بردن به احكام و قوانين شرعى از منابع حقوقى آنها .
نقد تعريف سوم
اين تعريف نيز از مناقشه و اشكال سابق در امان نيست زيرا همان گونه كه تعريف گذشته نياز به كلمه ( وظايف ) داشت تا علاوه بر احكام شرعى شامل اصول عمليه و احكام عقلى نيز بشود , اين تعريف هم نياز به آن دارد و با افزودن كلمه ( وظايف ) تام و كامل مى گردد و اشكال ديگرى كه از نظر ما به تعريف دهلوى وارد مى شود اين است كه او قياس را در شمار ادله و منابع شناخت حكم قرار داده است , در حالى كه فقه شيعه قياس را از منابع شناخت احكام بشمار نمىآورد . شرح و تفصيل آن را در كتاب (( منابع اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامى )) بيان نموده ايم .
تعريف چهارم اجتهاد
علامه دهر و متفكر جهان اسلام محمد بن حسين بن عبدالصمد معروف به شيخ بهائى در زبدة الاصول مى گويد : اجتهاد عبارت است از ملكه اى كه به وسيله آن انسان توانايى استنباط حكم شرعى را به دست مىآورد . بعضى از علما با عبارات ديگر ولى نزديك به اين مضمون اجتهاد را تعريف كرده اند كه دو نمونه از آنها اشاره مى كنيم :
١ ـ اجتهاد عبارت است از پديد آمدن ملكه تحصيل حجج و ادله براى (( بدست آوردن (( احكام شرعى و وظيفه هاى عملى , چه وظايفى كه از راه شرع ثابت شود و چه آنها كه از راه عقل به ثبوت رسد .
٢ ـ اجتهاد ملكه اى است كه به توسط آن فقيه بر پيوند دادن مقدمات صغروى به مقدمات كبروى توانا مى شود و از اين رهگذر حكم شرعى و يا وظيفه عملى را به دست مىآورد .
نقد تعريف چهارم
اين تعريف نيز مانند تعريفات پيشين مناقشه پذير است زيرا :