ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٤٨٤ - مفهوم اصطلاح پويا
باشد حتى در مواردى كه ملاك و يا ويژگى موضوع تحول يافته باشد برخورد سد كنيم . ما بر اين اعتقاديم همان گونه كه احكام مبتنى بر اجتهاد به تحول زمان و مكان و احوال و شرايط آنها متحول مى شود , شيوه اجتهادى نيز در بستر زمان قابل تحول است .
اجتهاد فقيهان امروز , خلاف اجتهاد فقيهان پيشين , براى احكام با موضوعات تحول يافته , نه تنها موجب وهن پيشينيان و سلف صالح نمى شود بلكه موجب زنده نگه داشتن راه آنهاست . اجتهاد در هر زمان براى موضوعات در صورت تحول شرايط و ويژگيهاى درونى و يا بيرونى آنها حكم خاصى را براى آنها ثابت مى كند و امكان ندارد شرعا با تحول شرايط موضوع در طول زمان همان حكم فقيهان پيشين را بر آن مترتب كرد , بلكه بايد به مقتضاى اجتهاد آن حكم تغيير كند . پس فقهاى پيشين اگر چه به وظيفه خطير اجتهادى خود مطابق شرايط زمان عمل كرده و هيچ گونه تقصير و كوتاهى را در حق آنها روا نمى داريم و آنها بر اساس منابع معتبر شرعى پاسخگوى رويدادها و موضوعات , مطابق شرايط زمان خودشان بوده اند , اما امروز بسيارى از موضوعات و يا ويژگيهاى درونى و يا بيرونى آنها متحول شده و نياز به پاسخ ديگرى دارد كه اين بر عهده مجتهدان امروز است . ما اگر بخواهيم واقع بينانه به رويدادها در ابعاد گوناگون زندگى بنگريم , خواهيم ديد كه با شيوه هاى اجتهادى پيشين همان گونه كه در بحثهاى سابق اشاره كرديم , نمى توان پاسخ آنها را داد , زيرا همان گونه كه خصوصيات و ويژگيهاى موضوعات در بستر زمان در تحول و تغيير است , همينطور شيوه ها و سبك هاى اجتهادى بايد تحول يابد , در غير اين صورت نمى توان احكام واقعى هر موضوعى را بر آن مترتب كرد .
درباره پيشينيان دو نظريه يا دو گروه افراطى و تفريطى وجود دارد كه هر دو در اشتباهند . گروهى نبودن حكم مشخصى براى برخى موضوعات فعلى را قصور گذشتگان مى دانند , در حالى كه چنين نيست . زيرا مطابق شرايط زمان خود پاسخگو بوده اند و گروه ديگرى بر اين اعتقادند كه نبايد خلاف آنها چيزى گفت زيرا اين توهين به آنهاست , يا اينكه بدعت است , در حالى كه بايد به هر دو نظريه خط بطلان كشيد .
اما بر نظريه اول به دليل اينكه بر اساس شرايط زمان خود احكام موضوعات را بر اساس منابع و مايه هاى اصلى استنباط استخراج و بيان نموده اند .
و بر نظريه دوم نيز به دليل اينكه با تغيير شرايط زمان و موضوعات , احكام آنها بايد تحول يابد چون موضوع تغيير كرده و اين را بدعت نمى گويند . بدعت در موردى است كه