ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٤٨٦
اول ـ اصطلاح منفى فقه سنى
اصطلاح منفى سنتى بودن فقه اين است كه فقيه در كار و فقاهت خويش در مقام استنباط احكام حوادث واقعه بر ظاهر الفاظ و عبارات عناصر خاصه استنباط جمود ورزيد و ابعاد قضايا را نسنجد و ويژگيها و شرايط موضوعات را در طول زمان مورد بررسى قرار ندهد و بر هر آنچه كه از گذشته باقى مانده بسنده نمايد . البته خود ظهور دليل حجيت آن يك اصل مورد قبول است و اگر همين اصل مورد پذيرش بدون در نظر گرفتن زمان صدور نصوص و شرايط موضوع آنها به كار گرفته شود باعث انحراف از واقع خواهد شد و چه بسا احكامى بر غير موضوعات خود مترتب گردد . معتقدان به فقه پويا ( به معناى مثبت آن ) لفظ پويا را در مقابل با چنين فقهى به كار برده اند و سنت گرايى به معناى جمود بر ظاهر الفاظ نصوص و باقى ماندن بر هر آنچه كه از گذشته رسيده است را مورد انكار و اعتراض قرار داده اند . و براستى اگر منظور از فقه سنتى اين مفهوم باشد آيا نوعى حركت قهقرايى نيست ؟ و آيا مى توان با آن فقه يك روستا را اداره كرد چه رسد به اداره جهان . اين فقه سنتى , نه تنها مشكل زا بلكه مصيبت زاست . آيا فقيهى كه بر مشروعيت رهان و شرط بندى تنها بر واژه تيرو كمان ( در رمايه ) و اسب ( در مسابقه ) بسنده كند و در ابزار و وسايل رزمى موجود اين عصر احكام آنها را جارى نكند تنها به دليل اينكه واژه اسب و تيركمان در نصوص آمده و ابزار و وسائل ديگر در آنها نيامده آيا آن را مى توان فقيه ايدهآل و همگام با نظام اسلامى خواند . با اينكه بر همگان روشن است كه ملاك مشروعيت شرط بندى و جواز رهان در ابزار و مسائل ديگر به شكل قوى ترى وجود دارد و آن ملاك , عبارت است از تحقق بخشيدن آمادگى و تقويت بنيه دفاعى در برابر هجوم دشمن . روشن است كه اين ملاك از راه ابزار و وسائل جديد ( مانند موتور , ماشين , هواپيما , و امثال اينها در مسابقات و مانند تفنگ و توپ و موشك و امثال اينها ) كار آمد تر از ابزار و وسايل گذشته است كه اسب و تير و كمان باشد . بلكه ابزار و وسايل گذشته در اين زمان براى رسيدن به مقصود هيچ فايده اى را ندارد و نمى توان از راه تمرين با آنها در برابر هجوم دشمن بر حدود اسلامى , دفاع كرد . در اينجاست كه فقيه راستين و مجتهد آگاه براى اسب و تير و كمان كه در نصوص آمده خصوصيتى قائل نمى شود بلكه آنها را به عنوان برخى از مصاديق كه در آن زمان وجود داشته به حساب مىآورد .