ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٢ - پيشگفتار
١٦ ـ آراء انديشمندان درباره حكم اجتهاد
انديشمندان و محققان درباره حكم اجتهاد , بينشهاى گوناگون و متفاوتى دارند :
١ ـ بينشى بر اين اعتقاد است كه اجتهاد واجب عينى است . اين نظريه را ابن زهره حلبى صاحب كتاب (( غنيه )) ( م ٥٨٥ ) و ابن حمزه صاحب كتاب (( الوسيله )) و بقيه علماء اماميه حلب كه پيرو آنها بوده اند و نيز ميرزا عبدالله اصفهانى صاحب كتاب (( رياض العلماء (( و ماحوزى صاحب كتاب (( اشارات )) و جمعى ديگر پذيرفته اند .
توضيح اين بينش اين است كه براى هر مسلمانى در محدوده وظايف شخصى به مقدار ميسور و به مقدار مبتلا به , اجتهاد عينا واجب است . چنانچه تحصيل معاش در صورت بودن شرايط , واجب عينى است و مرادشان از واجب عينى بودن اجتهاد , اين است كه هر كس در مسائل مورد ابتلا و نيازهاى روزمره احكام را از راه روايات به توسط عالم اخذ كند به اينكه عالم و فقيه حكم را از راه قالب خود الفاظ حديث برايش بيان كند نه از راه قالب و الفاظ خود , در اين صورت عوام بعد از آنكه حكم را به اينگونه بدست آورد آنانى كه اجتهاد را واجب عينى مى دانند او را در آن مسئله مجتهد محسوب مى دارند نه مقلد از مجتهد زيرا در واقع مجتهد ناقل بيان امام است براى او .
٢ ـ بينش ديگر بر اين نظريه است كه اجتهاد واجب كفائى است . اين مطلب را بيشتر فقهاى مذهب حنفى و نيز مذهب مالكى و مذهب شافعى و پيروان آنها پذيرفته اند .
٣ ـ بينش سوم بر اين نظريه است كه اجتهاد بدعت و حرام است , اين نظريه را اخباريهاى شيعه , مانند مؤسس آن ميرزا محمد استرآبادى صاحب كتاب (( منهج المقال )) و ملا محمد امين استرآبادى صاحب (( الفوائد المدنية )) و نيز اخباريهاى اهل سنت مانند احمد بن حنبل شيبانى , پيشواى مذهب حنبلى و داوود بن على ظاهرى اصفهانى پيشواى مذهب ظاهرى مى باشد .
٤ ـ بينش چهارم معتقد است كه اجتهاد توطئه اى است كه عليه اصل دين . در اين باره گفته اند : (( اما الدعاوى التى تنادى بالتجديد فى امور الفقه بدعوى فتح باب الاجتهاد ما هى الامؤامرة على الدين )) ناتمام بودن دليل اين نظريه و نيز نظريه پيش به قدرى واضح است كه نياز به بيان ندارد .