ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٧٨ - تقريب منابع فقه از ديدگاه مذاهب
قوانين الاصول ) ياد آور شده اند . لازم به يادآورى است كه بر حسب اصطلاح , به تحقيق مناط , قياس اطلاق نمى شود .
قياس مستنبط العلة : قياس مستنبط العلة عبارت است از علتى كه در نص ذكر نشده است , ولى مجتهد توسط عقل , آن را به دست مىآورد , نه از راه مناسبت بين حكم و موضوع اصل .
دانشمندان اصولى شيعه , اين قياس را نپذيرفته و از اين رو گفته اند اگر مجتهدى علت حكم اصل را در موضوعى از راه عقل خود استنباط كند , نمى تواند آن حكم را به موضوع ديگرى كه به نظر و استنباط او داراى همان علت است , سرايت دهد . البته اگر در موضوعى , علت حكم به گونه قطع و يقين احراز شود , مى توان آن را به موضوع ديگرى كه داراى همان علت است , سرايت داد .
دانشيان اصولى اهل سنت در اين زمينه اقوال گوناگونى دارند كه مى توان براى آگاهى از آن به كتاب علم اصول الفقه عبدالوهاب خلاف ( ص ٧٥ ) , اصول الفقه محمد ابوزهره ( ص ٣٤٣ ) و الاحكام فى اصول الاحكام آمدى و المستصفى ابوحامد محمد غزالى ( ج ٢ , ص ٢٩٧ ) مراجعه كرد .
قياس تشبيه و تمثيل [١] : اعتبار و حجيت اين قياس , از ديرباز از نظر دانشيان مذاهب اسلامى مورد بحث و مناقشه بوده و آراى گوناگونى درباره آن اظهار شده است كه در ذيل به شرح آنها مى پردازيم :
ـ گروهى اين قياس را در رديف كتاب و سنت و اجماع , به عنوان يكى از مبانى و منابع شناخت احكام شريعت به حساب آورده اند .
پيشينه تاريخى به كارگيرى اين قياس , به عصر خلفاى رسول خدا بازمى گردد . زيرا تاريخ نمايانگر اين است كه بعضى از صحابه در مواردى كه نص خاصى نمى يافتند , به مشورت مى پرداختند و سپس براى شناخت حكم موضوع جديد , به قياس روى مىآوردند . چنان كه ابن خلدون در مقدمه اش به اين مطلب اشاره دارد .
پس از خلفا , اولين كسى كه بيش از همه به اين قياس اهميت داد , ابراهيم بن يزيد نخعى ( م ٩٦ ) پيشواى مذهب نخعيه بود . سپس شاگرد برجسته اش حمادبن سليمان ( م
[١]ـ قياس تشبيه و تمثيل عبارت است از سرايت دادن حكم موضوعى به موضوع ديگر كه به آن شباهت دارد .