ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٨٠ - تقريب منابع فقه از ديدگاه مذاهب
سبب خلاف در اعتبار استحسان :
پيشوايان مذاهب اسلامى درباره حجيت و اعتبار استحسان [١] دو بينش و عقيده دارند , بينشى معتقد است كه استحسان , حجيت و اعتبار ندارد . جمعى از پيشوايان داراى اين بينش و نظريه , عبارتند از :
ـ داود بن على ظاهرى اصفهانى , نه تنها استحسان را به عنوان يكى از منابع و مبانى استنباط نپذيرفته است , بلكه با آن به مخالفت شديد برخاسته است .
در كتاب ارشادالفحول , اثر محمد بن على شوكانى از ابن قفال نقل شده است كه آنچه در وهم شما از استحسان و استقباح چيزى بدون دليل معتبر شكل مى گيرد , پذيرفتن آن ممنوع , و حكم بر طبق آن غير جايز است .
ـ احمد بن حنبل , نيز بنا بر نقل علامه سبكى در كتاب جمع الجوامع , استحسان را به عنوان منبع نپذيرفته است . ولى به نقل سيف الدين آمدى در كتاب الاحكام فى اصول الاحكام ( ج ٣ , ص ١٣٦ ) استحسان را به عنوان منبع قبول كرده است .
ـ فقهاى اماميه نيز اين را به عنوان يكى از منابع شناخت نپذيرفته اند و بر اين اعتقادند كه استحسان همانند قياس , تمثيل و تشبيه است و اعتبار ندارد . بلى اگر استحسان , بازگشت به ظاهر دليل لفظى باشد و يا اين كه مراد از آن خصوص گرفتن قويترين دليل باشد , اعتبار دارد , ولى در چنين فرضى ديگر نمى توان آن را دليل مستقلى در برابر كتاب و سنت به حساب آورد , بلكه فرع آنها محسوب مى شود .
ـ محمد بن ادريس شافعى و پيروان او استحسان را به عنوان منبع نپذيرفته اند . او با به كارگيرى استحسان در شناخت احكام شريعت سخت به مخالفت برخاست و در كتاب الام , بحث مستقلى در اين زمينه منعقد ساخت و آن را به عنوان ابطال الاستحسان ناميد . وى در بحث مذكور تصريح كرده است : (( ليس للمجتهدان يشرع و من استحسن فقد شرع )) يعنى مجتهد حق تشريع ندارد و هر كس به استحسان روى آورد , تشريع كرده است .
[١]ـ اصوليان مذاهب اسلامى , در تعريف استحسان , آرا و نظريات گوناگونى را ارائه داده اند , از آن جمله استحسان عبارت است از دليلى كه در ذهن مجتهد خطور و روشنايى مى بخشد , ولى مجتهد از توصيف و تعبير آن ناتوان است ( يدرك و لا يوصف ) , و تعريفات ديگرى كه به طور مفصل در مقاله مستقلى در مجله وزين كيهان انديشه آورده ايم .