ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٥٧ - عوامل پيدايش اخباريگرى و گرايش به آن
مى كرد , تا زمانى كه برايش قطعى شد كه او در نظريه اش پيروز است . بجاست به عنوان نمونه بعضى از تأييدهاى او را از وحيد در اينجا يادآور شويم .
مرحوم علامه شيخ عبدالله در تنقيح المقال مى نويسد : (( وحيد بهبهانى از بهبهان به نجف اشرف هجرت كرد و به درس اساتيد نجف حاضر شد , چون خود را از درس آنان بى نياز ديد , به كربلا كه در آن زمان مركز اخباريان بود رفت , چند روزى به درس صاحب حدائق حاضر شد . روزى در صحن مطهر ايستاد و در جمع علما و فضلا اظهار داشت كه من حجت خدايم بر شما ( يعنى داراى حجت و برهانى هستم كه شما بدان نيازمنديد و فاقد آن هستيد . (
علما و فضلا گفتند , سخن و پيشنهاد تو چيست ؟
وى گفت , اگر شيخ يوسف بحرانى چند روز كرسى درس خود را در اختيار من قرار دهد , حجتم را بيان خواهم داشت .
چون اين خبر به شيخ يوسف بحرانى رسيد ( از آنجا كه وى به مرام اصولى و شيوه اجتهادى تمايل داشت و به عقيده برخى , او در آن زمان به شيوه اجتهاد عدول كرده بود , اما از ترس نادانان , عقيده خود را اظهار نمى داشت ) پيشنهاد وحيد بهبهانى را پذيرفت .
سه روز وحيد بهبهانى به درس ادامه داد , كه در نتيجه آن دو سوم شاگردان شيخ يوسف بحرانى از اخباريت رويگردان شده و به شيوه اجتهاد و اصول روى آوردند . وى صاحب حدائق در باطن از اين رخداد خرسند بود . ))
بنابراين , جا دارد كه ما شيوه نيكوى صاحب حدائق را يكى از عوامل پيشرفت اجتهاد در آن دوره بشمار آوريم و به سهم بسزاى او را در از بين بردن مسلك اخباريت مورد توجه قرار دهيم , زيرا اگر شخصيتى ممتاز و سرشناس و موجهى چون او در برابر وحيد بهبهانى جبهه گيرى مى كرد و شاگردانش را از رفتن به درس او منع مى نمود , بى ترديد موفقيت چندانى نصيب وحيد بهبهانى نمى گرديد . و لااقل نزاع شديدى ميان دو جناح اخبارى و اصولى پديد مىآمد .
اينها و علل و عواملى بود كه در پيشرفت وحيد بهبهانى درآوردن اجتهاد به صحنه هاى فقهى نقش بسزايى داشته است .