ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٧٢ - پيامبر و اجتهاد
بوده است و اگر براستى پيامبر در همه موارد يا تنها در موارد ضرورت و تأخير وحى , حق اجتهاد داشت بايد در اين مورد اجتهاد كرده باشد والا چرا تا چهل روز به تأخير افتاده است . اين جريان نمايانگر اين است كه اجتهاد از راه رأى و تفكر شخصى در احكام حوادث واقعه براى رسول خدا نبوده است .
ناتمام بودن استدلال به آيه مذكور بر مدعى
بعضى بر اين دليل نقد و اشكال كرده اند , بدين شرح :
اولا ـ خوددارى رسول خدا از اجتهاد در بعض حوادث واقعه ملازمت ندارد بر اينكه پيامبر در تمام حوادث و پديده ها اجتهاد ننموده باشد .
ثانيا ـ تأخير اجتهاد او در حادثه مذكور ممكن است به سبب توسعه وقت آن و يا به سبب نياز اجتهاد به وقت زياد يا نبودن مسأله در موضوع اجتهاد يا نهى خاصى از اجتهاد در آن مورد بوده است .
اين نقد و اشكال به گونه كامل خدشه پذير است زيرا در اين حادثه هيچ گونه خصوصيتى نبوده و با حوادث و پديده هاى ديگر هيچ فرقى نداشته و اما عواملى را كه به عنوان امكان يادآور شده است اشكال در آنها بقدرى واضح است كه نياز به بيان ندارد لذا جهت عدم تطويل خوددارى شد . ( علاقمندان مى توانند رجوع كنند به المستصفى فى علم الاصول ابوحامد محمد غزالى ج ٢ , ص ٣٥٦ و الاحكام فى اصول الاحكام علامه آمدى ج ٣ , ص ١٤٤ و شرح عضدى بر مختصر ابن حاجب ج ٢ , ص ٢٩٢ و الاحكام لاصول الاحكام ابن حزم ظاهرى ج ٥ ص ١٣٢ و فصول البدايع فنزى ج ٢ , ص ٤٢٦ , و المحصول رازى ج ٢ , ص ٦٩٩ و تهذيب الاصول الى علم الاصول ) .
﴿و ما اختلفتم فيه من شئى محكمه الى الله ﴾ ( شورى , آيه . ( ١٠
يعنى : هر چيزى كه مورد اختلاف شما قرار گرفت , حكم آن با خداست و بايد از ناحيه او مشخص گردد .
﴿انا انزلنا اليك الكتاب بالحق لتحكم بين الناس بما اراك الله و لتكن للخائنين خصيما )) ( نساء , آيه . ( ١٠٦
يعنى : ما فرو فرستاديم به سوى تو كتاب را بحق , تا حكم كنى بين مردم به آنچه خداوند ترا نمايانده است و بايد تو با خائنان دشمن باشى .