ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٧٩ - تقريب منابع فقه از ديدگاه مذاهب
١٢٠ ) و پس از او شاگردش ابوحنيفه نعمان بن ثابت ( م ١٥٠ ) , پيشواى مذهب حنفى , قياس را در استنباط به كار گرفتند .
گر چه محمد بن اسحاق نديم در كتاب الفهرست در شرح حال محمد بن عبدالرحمان ابن ابى ليلا ( پيشواى يكى از مذاهب از ميان رفته ) گفته است كه وى پيش از ابوحنيفه مطابق قياس فتوا مى داد .
ـ گروه ديگرى بر اين بينشند كه قياس مذكور از مبانى و منابع استنباط به شمار نمى آيد .
پيشينه تاريخى اين ديدگاه به عصر خلفاى رسول خدا باز مى گردد , زيرا به گواهى تاريخ , بعضى از صحابه از عمل به قياس منع مى كردند . در هر حال , گروهى در اينباره راه افراط را پيموده و اصولا هر گونه اجتهاد و رد فروع تازه به اصول پايه و تطبيق عام بر مصاديق خارجى را مردود شمرده و آن را نوعى از قياس دانسته اند و گفته اند كه حديث ضعيف بر مطلق قياس ترجيح دارد . اين روش را به داود اصفهانى , پيشواى مذهب ظاهرى ( ٢٠٢ ـ ٢٧٠ ) و پيروان او نسبت داده اند .
مالك بن انس اصبحى ( ٩٣ ـ ١٧٩ ) پيشواى مذهب مالكى و احمد بن حنبل شيبانى ( ١٦٤ ـ ٢٤١ ) پيشواى مذهب حنبلى نيز قياس تشبيه و تمثيل را به عنوان يكى از مبانى و منابع اجتهاد و استنباط نپذيرفته اند و بنابر نقل ابن قيم جوزى در اعلام الموقعين ( ج ١ , ص ٢٥ ) فقط در صورت ضرورت , عمل به قياس را جايز شمرده اند .
عموم فقهاى شيعه نيز اين قياس را نپذيرفته اند , زيرا قياس تمثيل و تشبيه , هيچگاه باعث علم به حكم شرعى نمى شود و نهايت ثمره آن , ظن است كه انسان را از حق بى نياز نمى كند . البته اگر معلوم شود كه وجه تشابه , علت تامه براى ثبوت حكم در مقيس عليه است و نيز وجود آن علت با همه خصوصيات و ويژگيهايش در فرع قطعى باشد , در اين فرض , گر چه قياس باعث علم مى شود و مى توان حكم را از اصل به فرع سرايت داد , ولى اين نوع , ديگر قياس تشبيه و تمثيل اصطلاحى به حساب نمىآيد , بلكه قياس برهانى منطقى است .