ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٦٩ - پاسخ به چند شبهه
اشكال چهارم و نقد آن
اخباريان به رواياتى تمسك مى كنند مانند روايت شعيب بن انس كه مى گويد : امام صادق ( ع ) به ابوحنيفه فرمود : آيا تو فقيه مردم عراق هستى ؟ ابوحنيفه در پاسخ گفت : بلى , امام فرمود : با چه مدركى براى آنان فتوا مى دهى , گفت : با كتاب خدا و سنت پيامبر . امام فرمود : ابوحنيفه ! آيا كتاب خدا را مى شناسى ؟ ( و آيا ناسخ و منسوخ آن را مى دانى ؟ گفت : آرى , حضرت فرمود : واى به حالت كهعلم و دانش بزرگى را ادعا نمودى , علم و دانشى كه خداوند آن را فقط در نزد آنكه قرآن بر او نازل شده قرار داده است . . . تا آنكه فرمود : ابوحنيفه بدان كه خداوند از قرآن حتى يك حرف هم نصيب تو نكرده است .
نقد اشكال چهارم اين است كه : اولا ـ اين روايت مرسل است و سلسله ناقلين در آن ذكر نشده است . و ثانيا ـ منظور روايت اين نيست كه ظاهر قرآن قابل فهم نيست و اعتبار ندارد , بلكه منظور آن اين است كه فهم و درك حقيقت و واقع قرآن براى كسانى است كه آشنايى با ظاهر و باطن و ناسخ و منسوخ آن دارند , نه هر كس ديگر .
البته فهم قرآن به اين گونه , اختصاص به كسانى دارد كه قرآن به او وحى شده است و يا آنان كه جانشين او مى باشند و هر گاه در روايت دقت و تدبر كامل شود استدراك مى گردد كه روايت در اين معنا صراحت دارد . از اين رو امام , ابوحنيفه را به ادعايى كه درباره آشنايى كامل و شناخت قرآن نموده مورد مذمت و نكوهش قرار داده است . بنابراين روايت مذكور هيچ ربطى به بحث ما ندارد .
اشكال پنجم و جواب آن
اشكال ـ روايت زيدالشحام مى گويد : امام باقر ( ع ) به قتاده فرمود : آيا تو فقيه مردم بصره هستى ؟ قتادة گفت : آنها چنين خيال مى كنند . حضرت فرمود : شنيده ام قرآن را براى آنها تفسير مى كنى ؟ گفت : آرى . . . امام فرمود : اگر از پيش خود تفسير نمايى , هم خودت هلاك مى شوى و هم ديگران را به هلاكت مى اندازى . . . تا آنكه فرمود : قتادة , تنها كسانى مى توانند قرآن را بفهمند كه مخاطب قرآن هستند .
پاسخ اشكال پنجم اين است كه روايت مورد استناد , متضمن و دربردارنده كلمه تفسير است , و تفسير به معناى كشف واقع و حقيقت است كه البته اين كار در فراخور همه نيست و اختصاص به اوليا دارد . اما فهميدن ظواهر قرآن براى همه آنها كه به زبان و