ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٦٦ - پيامبر و اجتهاد
نداشت كه ريشه هاى جاهليت را به آرامى و با گذشت زمان از اعماق جامعه اى متعصب و بى دانش بيرون كشد و بذر حيات اجتماعى و معنوى را در آن بيفشاند .
و همين شيوه نيكو بود كه توانست در مدتى اندك جامعه عرب را متحول سازد و از بى دانشان بى نام و نشان مردمى متمدن و تمدن سازانى پيشرو بسازد كه تمدنهاى آن روز جهان را تحت تأثير خود قرار دهند و تسخير نمايند .
اسلام با چنين شيوه اى توانست در مدت بيست و سه سال دقيق ترين و عميق ترين عقايد و مفاهيم و روابط انسانى و اجتماعى و مادى و معنوى را به نسل مخاطب خويش ارائه كند .
علت سوم : سومين علت پيدايش تدريجى اصول احكام اجتهادى و قوانين كلى استنباطى تشتت افكار و عقايد و مرامهاى امت عرب در عصر بعثت بود كه البته اين مشكل غير از مشكل بى دانشى آنها بوده است .
وجود تشتت در آراء و عقايد و تعصبات چيزى است كه مشكل سازندگى و اصلاح را در جوامع بى فرهنگ شدت مى دهد و موانع بزرگترى را پديد مىآورد .
طوايف زمان پيامبر در مدينه
زمانى كه پيامبر ( ص ) در مدينه بود و دين جهانى خود را ترويج مى نمود سه طايفه كاملا متمايز از يكديگر مخاطب او بوده اند .
يك : مسلمانان مهاجر و انصار .
دو : مشركان قبيله اوس و خزرج .
سه : يهوديان كه خود چهار قبيله بودند . قبيله بنوقينقاع كه در مدينه بودند و سه قبيله بنوالنضير , يهود خيبر و بنوقريظه كه اينان در خارج مدينه بسر مى بردند . يهوديان نظامهاى گوناگون داشتند كه هيچ كدام آنها با نظام اسلامى سازش نداشت و انديشه هاى آنان بطور كلى بر ضد اسلام بوده است .
اسلام مى بايست از درون اين گذرگاه پرآشوب و انديشه هاى متضاد , راه خود را باز كند و پيش برود و بدين جهت چاره اى جز حركت تدريجى و آماده سازى استعدادها و فراهم آوردن زمينه ها نداشته و اين كارى بوده كه بايد وحى , مراحل آن را مشخص مى نموده و پيامبر ( ص ) در اين زمينه ها نيازى به اجتهاد شخص خود نداشته است .