ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٤٢٥ - بررسى مكتب اجتهادى امام و شيوه هاى اجتهادى ياد شده از نظر فائده
يك مجتهد و مرجع تقليد در حكومت اسلامى در آينده بيان مى شود .
در دنياى امروز امر دائر است بين اينكه فقه اجتهادى كه ادعاى جهانشمولى دارد زير سئوال برود و يا كسانى كه تصدى آن را دارند ؟
در دنياى امروز امر بين اين دو مسأله است كه امام صادق عليه السلام زير سئوال برود و يا آن دسته از احاديثى كه منافات با علم و حس دارد و نيز آن احاديث مجعول و ضعيفى كه چهره درخشنده و برجسته مذهب را لكه دار مى كند ؟
در دنياى امروز اين سئوال مطرح است كه اصولا ما مجتهد مطلق داريم يا نداريم و اگر مجتهد مطلق داريم اين سئوال مطرح است كه باب اجتهاد باز است يا مسدود و اگر واقعا باز است پس چرا زمانى كه شخصى برداشت تازه و نوينى را از منابع استنباطى اظهار مى كند , بدون دليل و مدرك مورد هجوم قرار مى گيرد و حتى برخى در حوزه علميه بدون داشتن صلاحيت و آگاهى از منابع و پايه هاى شناخت به وسائل گوناگون به او حمله مى كنند و اگر مجتهد مطلق وجود دارد چرا اين همه مشكلات و خلاءها در نظام اسلامى وجود دارد و پاسخ مناسبى در برابر آنها ديده نمى شود . مطالبى هست كه بجاست بيان شود ولى چون پيامدهايى دارد لذا فعلا از بيان آنها خوددارى مى شود .
فايده مهم اين شيوه اجتهادى با شرايط
من بر اين اعتقادم اگر شيوه اجتهادى نوين با شرايط ياد شده در مقام استنباط رعايت شود و در منابع فقه حكومتى و غير آن به كار رود , پاسخگوى رويدادهاى خواهد شد و نيازى به طرح استحسان , قياس , مصالح مرسله , شريعت سلف , عرف و قاعده استصلاح و نقش آنها در استنباط نخواهيم داشت . برادران اهل سنت كه اينها را بعد از رحلت رسول ( در زمان صحابه و تابعين ) مطرح كرده اند بدين جهت بود كه آنان بر اين بينش بوده اند كه عصر نصوص با وفات پيامبر پايان يافت و چون از طرفى منابع و نصوص زيادى در دست نداشتند و از سوى ديگر مواجه با رويدادهاى گوناگون شدند و در مقام پاسخ در برابر آنها در مضيقه و تنگنا قرار گرفتند , لذا ناچار شدند . براى پاسخگويى در برابر رويدادهاى جديد كه داراى نص خاص از رسول خدا در ميان نبود , به مصالح مرسله و اجتهاد از راه رأى و تفكر شخصى و قاعده استصلاح و قياس و غير اينها از منابع ظنى روى آورند .