ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٢٠٥ - نخستين كسى كه سد باب اجتهاد نمود
مى كردند .
فرمان تدوين كتاب مطابق آراى چهارمذهب :
خليفه عباسى القادر بالله از چهار نفر از فقهاى مذاهب چهارگانه خواست كه هر كدام مختصرى بر طبق مذهب خود كتابى تدوين نمايد و بدين جهت ابوحسين قدورى حنفى مطابق مذهب ابى حنيفه ( پيشواى مذهب حنفى ) و ابومحمد عبدالوهاب مطابق مذهب مالك بن انس اصبحى ( پيشواى مذهب مالكى ) و ماوردى مطابق مذهب محمد بن ادريس ( پيشواى مذهب شافعى ) و ابو القاسم خرقى ( م ٣٣٤ ) مطابق مذهب احمد بن حنبل مروزى شيبانى ( پيشواى مذهب حنبلى ) رساله هايى تنظيم نمودند . القادر بالله فرمانى صادر كرد كه بايد مردم فقط بر طبق آنها عمل نمايند نه بر غير آنها , انگيزه او اين بود كه آرا و نظريات در احكام شرعى تقليل يابد و نيز اختلافات كم شود . معروف است كه القادر بالله از سيد مرتضى ـ عالم بزرگ شيعى ـ طلب مال كرد براى اينكه فرمانى صادر كند بر لزوم عمل مطابق مذهب تشيع همانگونه كه فرمانى براى عمل بر طبق مذاهب مذكور را صادر نموده بود , ولى او تواناى پرداخت آن را نداشت .
در هر حال فرمان القادر عباسى به تدوين كتاب فقهى مطابق آراى پيشوايان مذاهب چهارگانه و فرمان ديگر او مبنى بر عمل بر طبق آنها موجب قدرت و توسعه و گسترش مذاهب چهارگانه شد و پيروان و طرفداران زيادى در همه بلاد پيدا نمودند .
در نتيجه , بقيه مذاهب به انزوا كشيده شدند و پيروان آنها روز به روز , رو به كاستى نهادند و سرانجام بعد از مدتى پيشوايان مذاهب ديگر اهل سنت از صحنه فقاهت خارج شدند .
خليفه عباسى در آن روزگار اگر چه قدرت سياسى را بتدريج از دست داد , ولى قدرت و سيادت روحى و عمل و اعتقادى خود را همچنان با قدرت حفظ مى كرد و مردم او را به عنوان رهبر و پيشواى دينى مى دانستند و بدين جهت فرمان القادر بالله به عمل كردن بر طبق مذاهب چهارگانه به عنوان يك رأى دينى تلقى مى شد كه معناى آن بطلان مذاهب ديگر بوده است و در نتيجه اين كار , كم كم و بتدريج مذاهب ديگر از ميان رفتند .