ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٤٣٩ - نقش زمان و مكان در اجتهاد
است ولى بر اساس منابع آنها اجتهاد مى كند و براى آن مسائل فتوا صادر مى نمايند . مانند طحاوى ( م / ٣٢١ ) و سرخسى صاحب كتاب المبسوط و على بند محمد بزودى (م ( ٤٨٢ / صاحب كتاب الاصول و خصاف در مذهب حنفى . و ابهرى و ابن ابى زيد قيروانى در مذهب مالكى , و ابواسحاق شيرازى در مذهب شافعى , اين اجتهاد را اجتهاد در تخريج نيز ناميده اند . اما اينكه آنان را اجتهاد مقيد ناميده اند بدين جهت است كه اجتهاد او مقيد است بدان مسائلى كه مجتهدان پيشين در آنها فتوا نداده اند .
اجتهاد چهارم
اجتهاد چهارم براى كسى است كه مى تواند دليل مجتهدى را در مسأله بر دليل مجتهد ديگر ترجيح دهد , از قبيل ابوالحسن كرخى ( م / ٣٤٠ ) و برهان الدين مرغينانى صاحب الهداية در مذهب حنفى , و ابن جزى صاحب القوانين الفقهيه و عبدالله خرشى و ابوالحسن تسولى صاحب البهجة در مذهب مالكى و رافعى صاحب فتح العزيز و محى الدين نووى صاحب شرح صحيح و مسلم در مذهب شافعى , و مرداوى و ابى خطاب كلوذانى در مذهب حنبلى .
اين اجتهاد را اجتهاد تمييز و ارزيابى نيز ناميده اند زيرا آنان مى توانند از راه بررسى آرا و نظرات مختلف و گوناگون برترى رأى و نظر يكى را بر ديگرى ثابت كنند و يا روايات قوى را از ضعيف و مشهور را از نادر و غريب باز شناسند , البته آنان از نظر درجات علمى و كمال متفاوت و مختلف اند .
اجتهاد پنجم
اجتهاد پنجم براى آن مجتهدى است كه تنها آگاهى از فتاوا دارد و مى تواند آراء و نظرات و فتاواى مختلف و گوناگون عالمان و دانشيان را بيان كند . [١]
تذكر دو نكته
١ ـ اين اصطلاحات خاصه اهل سنت در اجتهاد اگر چه در نزد امام و فقهاى ديگر اماميه به كار گرفته نشده ولى با واقع اينها مخالف نمى باشند , زيرا همه آنها در عالمان و فقيهان شيعه نيز وجود دارد .
[١]ـ در اين زمينه مى توانيد به شرح منظومه عقود رسم المفتى ابن عابدين ص ٤ و ٥ مراجعه نماييد .