ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٤ - پيشگفتار
مقصود عالمان اصولى از اجتهاد
در هر حال مراد اصولى ها از اجتهاد معنايى نيست كه در تعريفهاى مذكور آمده است بلكه آنها اجتهاد را به معناى شناخت حكم شرعى از راه منابع و مصادر و پايه هايى مى دانند كه از نظر شرع حجيت و اعتبارش امضا شده باشد و مجتهد با استفاده از چنين منابع و مصادر و اصولى و اماراتى است كه پاسخ مسائل تازه و موضوعات مستحدث و رويدادهاى زندگى را به دست مىآورد , از اين رو نتيجه اجتهاد در مقام استنباط همان بازگشت دادن فروع تازه به اصول پايه و تطبيق عام بر مصاديق خارجيه است و از طريق اجتهاد است كه براى موضوعات مستحدثه و مسائل جديد تحصيل حجت بر حكم شرعى مى شود كه عبارت است از اصول احكام و عمومات كتاب و سنت و چنين نيست كه به وسيله اجتهاد ظن و گمان تحصيل شود . اين معنا همان معناى صحيح اجتهاد است كه عالمان و دانشيان اصولى پذيرفته اند و هر كس اعتراف به اسلام و اعتقاد به جاودانگى آن دارد , به حكم شرع و عقل بايد آن را بپذيرد , زيرا اثبات احكام شرعى براى مسائلى كه نصى خاص ندارد بدون حجت و دليل ممكن نيست و اين معنا را ( علامه استرآبادى ) نيز پذيرفته است . از راه چنين اجتهادى است كه حجت و دليل ـ اصول احكام و عمومات ـ تحصيل و براى شناخت حكم موضوع و مسأله جديد به كار گرفته مى شود و چنين اجتهادى مورد پذيرش اخباريها نيز مى باشد اگر چه آن را اجتهاد ننامند . بر اين اساس اجتهاد ناصحيح كه اخباريها را به مبارزه فراخوانده است ( تحصيل ظن بر حكم شرعى ) , اصوليها نيز آن را قبول ندارند و هيچ گاه در صدد اثبات آن نمى باشند , و مراد علامه حلى و صاحب معالم الاصول و غير اينان از اصوليهاى شيعه از ظنى كه در تعريف اجتهاد اخذ كرده اند مطلق ظن نيست بلكه ظن معتبر است , چه آنكه اعتبار آن به دليل خاص باشد و چه به دليل انسداد باب علم ( كه شرحش در كتابهاى اصولى بيان شد . ) پس شامل آن ظنى كه دليل بر اعتبار نداشته باشد نمى شود , زيرا اين گونه ظن در آيات و احاديث مورد منع از عمل قرار گرفته است . از اين رو چگونه ممكن است بگوييم كه ظن در تعريف آنها شامل آن مى شود . پس آنچه مورد قبول اصوليهاست اجتهاد به معناى (( تحصيل حجت بر حكم شرعى )) است كه اخباريها نيز آن را انكار ندارند . در نتيجه مى توان گفت اختلاف و نزاع بين دو طايفه اصولى و اخبارى لفظى است نه ذاتى و جوهرى , زيرا هر دو تحصيل حجت بر حكم شرعى را قبول دارند , با اين فرق كه اصولى آن را