ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٢ - پيشگفتار
كسى است كه با فقه ممارست و سروكار داشته باشد در مقابل آن كسى است كه هيچ گونه اطلاعى از فقه ندارد , نه آنكه مقصود از آن عالم به جميع احكام باشد و روشن است كه فقيه به اين معنا متوقف بر اجتهاد نيست . بنابراين اشكال دور وارد نخواهد بود زيرا شناختن اجتهاد توقف بر فقيه دارد و اما فقيه به اين معنا توقف بر اجتهاد ندارد .
اعتراض محقق قمى
محقق قمى بر اين گفتار اعتراض دارد و مى گويد :
اولا اين معنا براى فقيه مجازى است نه حقيقى زيرا معناى حقيقى آن عالم به جميع احكام است نه عالم به بعض و يا به بعضى از چيزهايى كه مربوط به آنهاست .
ثانيا : بذل سعى و كوشش از فقيه به اين معنا در پديدار شدن اجتهاد كفايت نمى كند زيرا به كسى كه تنها برخى از رؤس مسائل و كتب استدلالى را خوانده است , ليكن داراى قوه اى كه به سبب آن قادر بر ارجاع فروع به اصول نباشد , او را مجتهد نمى گويند .
بيان محقق قمى در رفع دور
سپس محقق قمى در مقام رفع دور چنين مى گويد : مراد از فقيه كسى است كه داراى استعداد مى باشد كه علم به احكام شرعى فرعى بر آن مترتب مى شود . بنابراين شناختن اجتهاد متوقف بر شناختن فقيه مى شود و اما شناختن فقيه به اين معنا متوقف بر اجتهاد نمى گردد زيرا در فقيه علم به احكام شرعى به گونه ملكه اعتبار شده و در اجتهاد به گونه فعليت .
نقد كلام محقق قمى
اين كلام محقق قابل اشكال و نقد پذير است , چون فقيه به كسى اطلاق مى شود كه بالفعل عالم به احكام شرعى فرعى از راه منابع و پايه هاى شناخت آنها باشد نه بر كسى كه تنها داراى استعداد و ملكه است زيرا تنها داشتن استعداد و ملكه فقاهت موجب صدق اين عنوان بر او نمى شود اگر چه عنوان مجتهد بر او صدق نمايد . از اين رو اشكال دور به جاى خود باقى است . چون واضح است كه فقيه به معناى مذكور توقف بر شناختن اجتهاد دارد و اجتهاد نيز توقف بر آن .