ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٩١ - وجود اجتهاد از راه منابع در دوره دوم
فيسألنى عن الشى فاذا عرفته بالخلاف لكم , اخبرته بما يفعلون و يجيئنى الرجل اعرفه بمودتكم و حبكم فاخبره بما جاء عنكم و يجى الرجل لااعرفه و لا ادرى من هو فاقول جاء عن فلان كذا و جاء عن فلان كذا فادخل قولكم فيما بين ذلك ؟ فقال لى : اصنع كذا فانى كذا اصنع )) . ( وسائل ج ١٨ / باب ١١ از ابواب صفات قاضى (
به من خبر رسيده كه تو در مسجد براى مردم فتوا مى دهى , گفتم آرى چنين مى كنم , سپس عرض كردم پيش از ترك خدمتتان سئوالى دارم , شخصى مىآيد و هنگامى كه شخصى مسأله اى را طرح مى كند , اگر دانستم كه مخالف شماست و به آراء شما عمل نمى كند فتواى مورد پذيرش مذهب او را نقل مى كنم و اگر دانستم كه از پيروان شماست فتوا را مطابق مذهب شيعه بيان مى كنم و اگر ندانستم كه از كدام دسته است آراء مختلف را برايش بيان مى نمايم و نظر شما را در آن ميان مىآورم .
امام ( ع ) فرمود : به همين شيوه ادامه ده كه من نيز همين گونه عمل مى كنم .
مورد ديگر صدور فتاوى از فضل بن شاذان ازدى نيشابورى , از اصحاب امام هادى ( ع ( است . به عنوان نمونه : فتواى او به صحت نماز در مكان غصبى , بر مبناى جواز اجتماع امر و نهى در شىء واحدى كه داراى دو عنوان باشد , و ظاهرا او نخستين كسى است كه اجتماع امر و نهى را در شيئى واحدى كه داراى دو عنوان باشد جايز شمرده و پيش از او فقيهى را سراغ نداريم كه داراى اين نظر باشد . البته او جواز اجتماع را فقط در عناوين مبدأى پذيرفته , نه در عناوين اشتقاقى , به دليل اينكه جهت در عناوين مبدأيى , تقييدى ولى در عناوين , اشتقاقى , تعليلى است . بر اين اساس در اولى متعلق امر غير از متعلق نهى است , اما در دومى متعلق امر عين متعلق نهى است و بدين جهت در اولى قائل به جواز دارد , ولى در دومى قائل به جواز ندارد .
تدوين كتابهاى اصولى در اين دوره
چهارمين دليل بر گستردگى به كارگيرى اجتهاد در اين دوره تدوين كتابهاى اصولى و بحثهاى اجتهادى توسط اصحاب امامان است . براى نمونه برخى از آنها بيان مى شود :
هشام بن حكم , از اصحاب امام صادق ( ع ) , رساله اى دارد در بحث الفاظ و يونس بن عبدالرحمان , از اصحاب امام رضا ( ع ) , رساله اى مختصر در اصول فقه و نيز رساله اى در اختلاف حديث و مسائل آن تنظيم نموده , نجاشى اين رساله و رساله هشام بن حكم را در