ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١١٥ - علل گرايش به اجتهاد به رأى
احكام با مشكل چندانى روبرو نشدند زيرا به آسانى با مراجعه به آنها , مشكل خود را حل مى نمودند .
ـ بينش ديگرى معتقد بود كه پس از پيامبر شخص خاصى عهده دار بيان احكام الهى نيست , بلكه منبع شناخت احكام , كتاب و سنت رسول خد است . دارندگان اين بينش كه اهل سنت نام دارند با چنين اعتقادى براى حل مشكلات به كتاب خدا و سنت رسول روى آوردند , ولى هنوز مدتى نگذشته بود كه دريافتند نمى توانند تنها از راه آنها پاسخگو باشند .
و اين سبب شد كه برخى از صحابه در اين دوره منابع ديگرى را براى اجتهاد تأسيس نمايند و به رأى و تفكر شخصى خود براى پاسخگويى و حل مشكلات روى آورند . پس مواردى كه مى توانستند از راه كتاب و سنت پاسخ پديده هاى تازه را بدهند از راه آنها پاسخ مى دادند و آنچه را كه از راه آنها نمى توانستند , از راه منابع جديد كه خود , آنها را تأسيس كرده بودند پاسخ مى دادند و حتى بعضى از آنان در اين جهت راه افراط را پيموده و اجتهاد از راه رأى را در بعضى موارد بر منابع معتبر شرعى و مايه هاى اصلى استنباط كه كتاب خدا و سنت رسول باشد مقدم داشته و مطابق آن اگر چه بر خلاف كتاب و يا سنت بود حكم تشريع مى كردند .
چهارم ـ نبودن اخبار وافى نزد برخى از صحابه
چهارمين علت گرايش برخى به اجتهاد از راه رأى عدم وجود اخبار كافى در نزد فقهاى صحابه است . اين كمبود اخبار دو علت داشت :
١ ـ عدم تدوين احاديث نبوى در ميان اهل سنت تا نيمه هاى سده دوم هجرى يعنى اواخر دوره تابعين .
٢ ـ دستور بعضى از خلفا به سوزاندن احاديثى كه برخى از صحابه آنها را تدوين نموده بوده اند .
علل و اسباب عدم تدوين احاديث
در اين زمينه دانشيان اهل سنت آراء و نظريات گوناگونى را ارائه داده اند :
الف ـ برخى از آنان بر اين بينش بودند كه مصلحت , مقتضى اين بوده است كه