ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٥٩ - زمان پيدايش مذاهب گوناگون
خداوند در اين باره فرمود : ﴿لقد من الله على المؤمنين اذ بعث فيهم رسولا من انفسهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين )) . ( آل عمران , ( ١٦٤
البته گاهى آن حضرت برخى از مسلمانان را براى شناخت احكام و رفع نيازها به بعضى از اصحاب آگاه به مسائل , احاله داده و آنان با مراجعه به اصحاب , پاسخ خود را دريافت مى كردند . گاهى حضرتش نيز برخى از اصحاب خويش را به پاره اى از مناطق مسلمان نشين گسيل مى داشت تا مردم آن مناطق , احكام الهى را از او دريافت نمايند . در اين زمينه به عنوان نمونه از اعزام معاذ بن جبل به يمن مى توان نام برد .
با توجه به آنچه گفتيم , دست و بال مسلمانان در زمان حيات رسول خدا در فراگرفتن احكام شريعت به گونه كامل باز بوده و در اين مقام هيچگاه به مشكل مهمى دچار نمى شدند . زيرا مستقيما يا از زبان رسول خدا و يا از زبان كسى كه او معين مى كرد , احكام الهى و وظايف دينى و قوانين را دريافت مى كردند , و بدون هيچ ترديد و اختلافى , به عنوان حكم خدا بر طبق آن عمل مى كردند .
ولى پس از وفات رسول خدا ( ص ) كه مسلمانان از رسيدن به خدمت او براى دريافت احكام محروم گرديدند , تاريخ نمايانگر اين است كه كثيرى از مسلمانان بدين منظور به قاريان و عالمان از اصحاب در مدينه مراجعه مى كردند و آنان مطابق آنچه از رسول خدا شنيده بودند , پاسخ مى دادند . و هر گاه حكمى را حضرت نشنيده بودند , از راه اجتهاد پاسخ مى گفتند . با اين حساب , مرجع احكام بعد از وفات رسول خدا , عالمان مدينه بوده اند .
فقيهان در مدينه : اكنون بجاست عالمان و فقيهان مدينه را به ترتيب يادآور شويم . از آن جمله :
ابوذر غفارى ( م ٣١ يا ٣٢ هق (
زيدبن ثابت ( م ٥٦ ه . ق (
عبدالله بن عمر ( م ( ٧٣
و بنابر اين آنچه كه ابواسحاق شيرازى در طبقات الفقهاء مى گويد : آنان هفت تن بوده اند كه به فقهاى سبعه معروفند و عبارتند از :