ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٣٥ - اجتهاد از راه رأى در زمان تابعين
سبب آنها را قراء ( قاريان ) مى ناميدند (( .
و سپس مى افزايد و مى گويد : (( پس از چندى بلاد اسلامى گسترش يافت و از بزرگى و وسعت برخوردار شد و بيسوادى از ميان عرب از بين رفت . در اين هنگام بوده است كه استنباط احكام برايشان امكان پذير شد . . . و نام قراء و حافظان قرآن تغيير يافت و بر آنها اطلاق فقيه و عالم گرديد (( .
٢٤ ـ محدود شدن فتوا و اختصاص آن به بعضى و منع آن از بعض ديگر .
٢٥ ـ پيدايش خوارج و فقه و فقهايشان .
٢٦ ـ استعمال واژه اجتهاد در اعم از كوشش و تلاش در شناخت اصول و مبانى معرفتى و اعتقادى و در شناخت فروع دينى و در كوشش عملى در مقام عبادت و زهد .
٢٧ ـ عدم تشكل مسائل خلافى بين فقيهان و مجتهدان به صورت روشن و آشكار .
٢٨ ـ عدم اتخاذ ملاك و مقياس اجتهادى در مواردى كه داراى نص نبوده است .
٢٩ ـ عدم وجود ملاك و قانون در مواردى كه احاديث فقه اجتهادى تعارض دارند .
٣٠ ـ عدم اجتهاد به صورت فنى و صنعت خاص و بدين جهت در اين زمينه تعليم و تعلم وجود نداشت و كار اجتهادى در كمال آسانى انجام مى پذيرفت .
١٢ ـ اجتهاد از راه رأى در زمان تابعين
آنچه در اين جا خواهد آمد ادامه ابحاث دوره دوم از ادوار اجتهاد است .
پيش از ورود در بحث , بجاست تابعين را معرفى كنيم :
تابعين , جمع تابع است و تابع بر شخصى اطلاق مى شود كه رسول خدا ( ص ) را ديدار نكرده , ولى اصحاب و ياران او را در حال اسلام درك نموده باشد . و كسى كه هيچيك از اصحاب را در حال اسلام درك نكرده باشد , ولى تابعين آنها را ملاقات نموده باشد , بر او (( تابع تابعين )) اطلاق مى گردد .
در زمان تابعين كه از آغاز قرن دوم شروع شد , اجتهاد از راه رأى و اجتهاد آزاد و بدون قيد رواج داشت و فقهاى بزرگ تابعين اهل سنت از راه رأى احكامى را بيان نموده اند .
سخن ابوحنيفه
علامه دميرى مى گويد : (( آنچه از جانب رسول خدا آمده به روى سر و چشم ما , اما آنچه