ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٥٠١
است و شامل نظر و رأى همه آنها مى شود , پس در مقام و مرحله اثبات و ظاهر , نمى توان ميان آنها تبعيض قائل شد . بر اين اساس چگونه مى توان گفت آن مجتهدى كه مثلا فتوا بر وجوب فلان چيز داده است , در بيرون آوردن حكم خدا از پايه هاى شناخت , از آن مجتهدى كه فتوا بر عدم وجوب آن داده استادتر است و يا به عكس . بلى اگر آراى مجتهدين همچون عمل پزشكان يا كار معماران , جنبه عينى داشت , بسادگى و آسانى , فرد استادتر تشخيص داده مى شد و مناقشه اى در ميان نبود , اما واقع امر چنين نيست . هر چند مسائل اجتهادى و فقهى براى خود , اصول و ضوابطى دارد كه بر پويندگان آن معلوم است اما احكام واقعى بر هيچكس معلوم نيست , نه بر مقلدان و نه بر مفتيان و حال كه حقيقت امر بر كسى ظاهر و هويدا نيست , چگونه استادتر در استخراج حكم الهى از منابع , مشخص مى گردد .
همچنين اين انتقاد بر نظريه پاره اى از صاحبان فتوا وارد است كه گفته اند : اعلم كسى است كه در استخراج حكم الله از منابع و مصادر آن , فهم و درايت او بيشتر و بهتر يا آراى او احسن و استوارتر باشد .
٢ ـ معناى صحيح اعلم
معناى اعلم به آن گونه كه نزد عالمان بزرگ مشهور است , به نظر ما نقدپذير و قابل اشكال است , زيرا مجتهد اعلم كسى است كه در تطبيق قواعد كلى بر مصاديق خارجى و در بازگشت دادن فروع به اصول , كمتر دچار اشتباه شود و غير اعلم كسى است كه در اين جهت بيشتر اشتباه داشته باشد . اعلم به اين معنى بين دو يا چند مجتهد مطلق و مسلم تحقق مى يابد و بدون شك واقعيتى دارد .
بنابراين معنى , تشخيص و شناخت اعلم گر چه ممكن است و واقعيت دارد ولى هر كسى نمى تواند او را تشخيص دهد بلكه كسى مى تواند كه داراى ويژگيهايى به شرح زير باشد :
١ ـ آشنايى كامل به تمام قواعد كلى و مبانى و اصول فقه اجتهادى چه آن قواعدى كه مربوط به مسائل عبادى است و چه آن قواعدى كه مربوط به نظام زندگى و چه آن قواعدى كه مربوط به نظام حكومتى است .
٢ ـ بررسى و مقايسه دقيق بين تمام مسائل تطبيقى و تفريعى دو يا چند مجتهد