ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٥٠٣
مى كند .
٢ ـ ممكن است پاره اى دانستن علوم بيگانه از اجتهاد ـ مثل متافيزيك , رياضى , شيمى و غيره را نشانه اعلميت تصور كنند و هر كسى را كه فاقد اين دانشهاست , غير اعلم به حساب آورند . ولى بايد گفت اين ملاك و معيار هم درست نيست . زيرا اعلميت در مسائل اجتهادى بر اساس علومى است كه بدانها نياز و ارتباط دارد , از قبيل : صرف , نحو , منطق , تفسير , حديث , اصول , فقه , و امثال اينها , نه علومى كه مرتبط با آن نمى باشند .
٣ ـ ممكن است برخى حضور ذهن و استحضار بيشتر را از ويژگيهاى اعلميت به شمار آورند , و كسى را كه حضور ذهنش كمتر است , غير اعلم محسوب نمايند , در حالى كه ممكن است دومى در مقام استنباط در تطبيق قوانين كلى بر مصاديق آنها و تفريع فروع , از اولى دقيق تر و از خطا و اشتباه مصون تر باشد .
٤ ـ ممكن است عده اى كثرت تأليفات را معيار اعلميت دانسته و نداشتن آنها را معيار غير اعلم بدانند . اين دليل هم فاقد اعتبار است , چرا كه در گذشته مجتهدان طراز اول و مراجع بزرگى را در نجف اشرف و قم سراغ داريم كه اعلميت آنها محرز بوده اما جز رساله عمليه اثر ديگرى نداشتند . و به عقيده گروهى از اعلم شناسان , آنان در مقام استخراج و استنباط احكام شرعى از اتقان رأى و قلت خطاء بر خوردار بوده اند .
٥ ـ بعضى ها شايد سابقه ممتد در تدريس را محك و معيار اعلميت قرار دهند , در حالى كه ميزان صحيح براى اعلم توفيق يافتن در استخراج احكام الهى از منابع شرعى و تطبيق قواعد كلى بر مصاديق خارجى است و ممكن است آنكه سابقه ممتد در امر تدريس ندارد , در اين جهت توفيق بيشتر داشته باشد از آنكه سابقه ممتد در امر تدريس را داشته است .
٦ ـ بعضى شايد تلمذ نزد اساتيد بيشتر را ميزان اعلميت قرار دهند , در حالى كه اين نيز نمى تواند حكايت از اعلميت شخص كند .
٧ ـ برخى طول عمر و كهولت سن را در اين امر مؤثر مى دانند , در حالى كه مثلا شيخ اعظم انصارى , پس از فوت صاحب (( جواهر )) كه مرجع كل شيعيان گرديد ٥٢ سال بيشتر نداشت , در صورتى كه فقيهان بزرگ و سالمندتر ايشان هم در آن زمان وجود داشتند .
همچنين زمانى كه ميرزاى مجدد شيرازى , مرجع شيعيان جهان شد از عمر ميرزا ,