ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٥٠٤
٥١ سال بيشتر نگذشته بود , در حالى كه آيات عظامى همچون حاج آقا حسن نجمآبادى تهرانى و ميرزا حبيب الله رشتى , صاحب (( بدايع الافكار )) و سيد حسين كوه كمره اى و ديگران در قيد حيات بودند و سايه عزتشان بر سر مسلمين مستدام بود . پس ممكن است آن كه عمرش كمتر است در شناخت احكام از پايه هاى آن بهتر و اشتباه و خطايش كمتر باشد از آنكه عمرش بيشتر است .
٨ ـ از ملاكهاى غير اصولى در تعيين اعلم كه در اذهان بعضى ها احتمالا وجود دارد , بودن مجتهد در كشور خارج و يا در داخل و يا در شهر و يا منطقه خاصى است . اين نيز نمى تواند در اين امر نقش و دخالت داشته باشد , بلكه معيار صحيح براى تشخيص اعلم از غير اعلم همان گونه كه بارها گفته شد , تسلط بر مبانى و اصول فقه اجتهادى و توانايى كامل بر بازگشت دادن فروع به اصول پايه و تطبيق عام بر مصاديق خارجى ( توأم با اشتباه هر چه كمتر ) است . پس چنين مجتهدى , در هر كجا كه سكونت داشته باشد شايسته تقليد است . بنابراين تقيد بعضى بر اينكه مرجع تقليد بايد خارج از كشور باشد , هيچ گونه توجيه صحيحى نداشته است .
اينك نوبت اصل بحث از دلايل تعين تقليد از مجتهد اعلم و دلايل جواز تقليد از مجتهد غير اعلم است .
دلايل قائلان به وجوب تقليد از اعلم
ادله قائلان به وجود بتقليد از اعلم عبارتند از :
دليل اول ـ اجماع , محقق كركى به اين دليل استدلال كرده است . اين دليل از چند جهت قابل اشكال و مخدوش است , زيرا :
اولا ـ چگونه مى توان در اين مسأله ادعاى اجماع كرد و آن را پذيرفت در حالى كه در تمام ادوار كيفيت بيان فقه بر سر اين مسأله بين فقيهان اختلاف نظر وجود داشته و دارد . سيد مرتضى در كتاب گرانقدر و اثر ارزشمندش (( الذريعه الى اصول الشريعه )) در اين مسأله به گونه صريح نقل خلاف كرده است . و نيز صاحب معالم به نقل خلاف در مسأله پرداخته و گفته است : (( و يحكى عن بعض الناس القول بالتخيير )) و شيخ طوسى در كتاب عدة الاصول اعلميت را مطرح نكرده است . بر اين اساس چگونه مى توان در مسأله دعوى اجماع كرد .