ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٤٥٩ - نظر نگارنده درباره نقش زمان و مكان در اجتهاد تطبيقى
عالمان اهل سنت آن را يكى از اصول عقلايى و عرفى مى دانند .
ثانيا ـ تغيير احكام در بعضى از مثالهاى ياد شده بدين جهت بوده است كه آنها مبتنى بر عرف بوده و طبعا با تغيير آنها حكم نيز تغيير مى پذيرد , زيرا تغيير حكم به تغيير موضوع كه به منزله علت براى اوست بديهى است .
رابعا ـ در برخى از آنها تغيير حكم به جهت دليل خاص بوده است كه همه آن را مى پذيرند .
خامسا ـ در برخى از آنها ملاك حكم يقينا قابل درك بوده است , چون آشكارا تنها جنبه دنيوى را دارا بوده و طبعا با تحول آن حكم نيز متحول مى شود .
نظر نگارنده درباره نقش زمان و مكان در اجتهاد تطبيقى
پيش از پرداختن به بيان قول مختار , لازم مى بينيم مطلبى را كه با آن مرتبط است به گونه گذرا و اشاره وار بيان كنم .
از هنگامى كه مفاهيم تطور و تغيير شرايط زمان و مكان و عرف و عادات در جامعه رونق يافت دو ديدگاه در زمينه محول اجتهاد با تحول زمان و مكان پديدار گشت :
( الف ) بينش و ديد غير صحيح
ديد نادرست و غير صحيح كه عبارت است از خاضع ساختن هويت و حقيقت احكام اسلامى , در برابر تحولات اجتماعى و شرايط زمان و مكان و عرف و عادت , به بهانه اينكه اسلام دينى است مطابق با مقتضيات زمان و شرايط و اوضاع و احوال و عرف و عادت . اين ديد در ميان برخى از مسلمانان به وجود آمد , بخصوص از قرن نوزدهم ميلادى كه مطلب به عنوان قانون تحول و تغيير احكام به تحول و تغيير زمان اشاعه يافت .
گفتار قائلين به قانون تحول
صاحبان ديد تحول احكام مطابق تحول شرايط زمان و مكان مى گفتند : اسلام داراى مرونت و آسانگيرى در همه ابعاد زندگى بشر و كاملا انعطاف پذير است و بايد با