ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٢٠ - عوامل پيدايش اخباريگرى و گرايش به آن
اين ذهنيت اخباريان نيز بى پايه است . زيرا :
اولا ـ در زمان ائمه معصومين ( ع ) بعضى از صحابه ايشان در زمينه مباحث اصولى كتابهايى را تأليف نمودند , مانند :
ابومحمد هشام بن حكم كوفى شيبانى ( م ١٩٩ هـق ) كه از اصحاب امام صادق ( ع ) بود و در (( مباحث الفاظ )) جزوه اى را تدوين كرد .
يونس بن عبدالرحمن موسى آل يقطين , از اصحاب امام رضا ( ع ) , پيرامون مسائل باب (( تعادل و ترجيح )) كتابى تأليف كرد .
فضل بن شاذان ازدى نيشابورى , از اصحاب امام رضا و امام هادى ( عليهماالسلام ) , كه در باب (( اجتماع امر و نهى )) مباحثى را تدوين كرد .
ابوسهل اسماعيل بن نوبختى , از اصحاب امام ابومحمد الحسن العسكرى ( ع ) , كه در رابطه با (( عام و خاص )) مطالبى را به رشته تحرير درآورد .
حسن بن موسى نوبختى , كه پيرامون (( حجيت خبر واحد )) جزوه اى را فراهم آورد .
ثانيا ـ بذرافشانى قواعد اصولى و مطالب اجتهادى نخست توسط امام باقر ( ع ) و سپس امام صادق ( ع ) صورت گرفت . بدين گونه كه آن بزرگوار , قواعد ياد شده را بر اصحاب خود املاء مى كردند . و بعدها اصحاب توانستند آن قواعد را گردآورى كرده و به صورت مجموعه هايى درآورند , مانند :
اصول آل الرسول , از علامه محمد هاشم موسوى خوانسارى ( م ١٣١٨ هـق ) در اين كتاب احاديث قواعد فقه به گونه مباحث اصول فقه ترتيب داده شده است .
الاصول الاصليه , از علامه عبدالله الحسينى الغروى ( م ١٢٤٢ هق ) كه گفته اند اين كتاب , بهترين كتابى است كه در اصول فقه نگاشته شده است .
الفصول المهمه فى اصول الائمه , از علامه محمد بن الحسن العاملى , كه مشتمل بر قواعد كليه اصول است .
و ثالثا ـ اگر جامعه اهل سنت قبل از اماميه قدم در وادى اجتهاد گذارده اند , دليل نخواهد بود كه اماميه شيوه اجتهاد خود را از آنان اقتباس يا تقليد كرده و اجتهاد از اهل سنت به اماميه سرايت كرده باشد . بلكه اجتهاد يك واقعيت و ضرورت است كه حيات اجتماعى و تداوم و جاودانگى يك مجموعه قوانين بدان بستگى دارد . اهل سنت به اين علت كه دستشان از علوم اهل بيت ( ع ) كوتاه بود اين نياز را زودتر از اماميه احساس