ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٩٢ - وجود اجتهاد از راه منابع در دوره دوم
كتاب رجالش يادآور شده است .
ابوسهل نوبختى , از اصحاب امام حسين ( ع ) رساله اى در موضوع عام و خاص تدوين نموده است , نجاشى اين رساله را نيز در رجالش يادآور شده است .
اين تأليفات اصحاب و ياران امامان همان قواعد عامه اى بود كه به صورت روايات نقل مى كردند , كه بعدها به گونه علمى مطرح شدند و مالا منشأ بروز قواعد فقهى و اصولى گرديد كه اجتهاد تا به امروز بر آن قواعد مبتنى است و آنها عبارتند از برائت , استصحاب , موازين ترجيح در روايات متعارضه , قواعد تخيير و حجيت خبر واحد و . . .
حاصل اينكه , اين كوششهاى بنيادى از سوى امامان , نتايج پربار و خوبى را به دنبال داشت و اجتهاد به مثابه عنصر كشف احكام حوادث واقعه و مسائل تازه در دامنه وسيع ترى به جريان افتاد . و در پى تمهيدات اساسى از سوى امامان مراحل مختلف اجتهاد از حيث تدوين در دامنه گسترده تر آماده شد .
تدوين اين كتابها نمايانگر اين است كه در عصر امامان , مسائل اصولى و ابحاث اجتهادى مطرح بوده است .
ارجاع امامان به بعضى از عالمان
پنجمين دليل رواياتى است كه امامان , بعضى از پيروان خود را در اخذ احكام , به اصحاب برجسته خود ارجاع مى دادند كه شامل حديث و فتوا مى شود . به عنوان نمونه :
در وسائل ( ج ١٨ / باب ١١ از ابواب صفات قاضى / حديث ٣٤ ) آمده است : عبدالعزيز مهتدى مى گويد از امام رضا ( عليه السلام ) سؤال كردم : (( انى لا اقدر على لقائك فى كل وقت فمن آخذ معالم دينى فقال : خذ عن يونس بن عبدالرحمن . ((
من هميشه نمى توانم شما را ملاقات كنم , امور دينى و مسائل شرعى خود را از چه كسى ياد بگيرم ؟ امام فرمود : از يونس بن عبدالرحمن .
البته از اين قبيل اخبار زياد است و آوردن همه آنها در اينجا ضرورتى ندارد .
منع از فتواى بدون علم
ششمين دليل بر مدعى , رواياتى است كه از فتوا دادن بدون علم منع مى كند و نيز فتوا دادن از راه منابع غير معتبر . در وسائل ( ج ١٨ / باب ٤ از ابواب صفات قاضى ) آمده