ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٤ - پيشگفتار
پيدايش رويدادها در مدينه نازل شده است .
در هر حال از اين روست كه گفته مى شود اجتهاد در طول تاريخ زندگى بشرى , نيرويى است كه فقه را با مظاهر نوين زندگى همگام مى نمايد و از ناحيه مصاديق , تطور و گسترش مى بخشد . در عين حال , اصل تشريع را همواره ثابت و بكر نگاه داشته و پاس مى دارد . پس اجتهاد براى فقه اسلامى امرى لازم و ضرورى است زيرا بدون آن , فقه هيچگاه نمى تواند پويا و متحرك و همگام با رويدادهاى زندگى انسانها در بستر زمان باشد . آنچه امروز به عنوان نارسايى فقه گاهى عنوان مى شود , واقعا نارسايى موهومى است كه داراى دو منشأ و سبب است , يكى كم كاريها و كاوشهاى اندكى است كه در مورد برخى از ابعاد فقه مانند بعد اقتصادى , جزائى , حقوقى , كيفرى , سياسى , روابط بين المللى , مسائل حكومتى و . . . صورت گرفته است . سبب ديگر به كار نگرفتن اجتهاد پويا در منابع و تحقق اجتهاد بدون بررسى ابعاد قضايا و ويژگيهاى درونى و بيرونى موضوعات در بستر زمان كه شرح اين مدعى در دوره هشتم از ادوار اجتهاد به گونه مفصل مىآيد . بنابراين نارساييها و كمبودها و مشكلات , مربوط به كيان فقه نيست بلكه بايد گفت از ماست .
١٩ ـ عوامل تكامل اجتهاد در ادوار گوناگون
آنچه كه مايه تأسف است اينكه تا به امروز تاريخ اجتهاد از سوى محققان و انديشوران حوزه هاى علميه به گونه كامل فراهم نيامده و اگر برخى , از تاريخ تكامل اجتهاد و سير تاريخى آن سخن به ميان آورده اند از حدود زندگينامه مجتهدان فراتر نرفته است .
براى بررسى اين امر بايد ادوار و مرحله هاى تطور اجتهاد را به يكديگر اتصال دهيم و در اين راستا آنچه را كه در بستر زمان بر اين پديده اثر گذارده و در پيشرفت آن دخالت داشته مربوط سازيم چرا كه از لحاظ منطقى نمى توان موضوع اجتهاد را در راستاى تاريخ بدون توجه به عوامل گوناگون آن مورد بررسى قرار داد .
از اين رو لازم است كه اين پديده را با ديگر پديده ها و عوامل محيطى و زمانى و تكامل مرحله اى ارتباط داد تا از اين رهگذر بتوان از انگيزه هاى رشد و تكامل آن شناخت بيشترى بدست آورد . اكنون بايد به علل و عواملى كه در رشد و گسترش اجتهاد نقش داشته است بپردازيم .