ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ٣٣ - پيشگفتار
١٧ ـ نظريه آنانى كه اجتهاد را واجب كفايى مى دانند
آنانى كه اجتهاد را براى شناخت احكام و حوادث واقعه واجب كفائى دانسته اند داراى دو نظريه اند :
نظريه اول : وجوب آن به گونه مطلق است چه از راه رأى و تفكر شخصى و چه از راه منابع معتبر مانند كتاب و سنت و عقل و اجماع و چه از راه منابع ظنى مانند قياس , استحسان , قاعده استصلاح , مصالح مرسله , سد ذرايع , فتح ذرايع , شريعت پيشين , مذهب صحابى , عرف , برائت اصليه , عمل اهل مدينه , استصحاب , استدلال و مانند اينها .
اصل اين نظريه را دانشيان اصولى اهل سنت پذيرفته اند و تنها اختلاف آنان در بعضى از عناوين مذكور مى باشد .
نظريه دوم : آنست كه وجوب آن به گونه مقيد بوده و تنها از راه منابع معتبر شرعى , مانند : كتاب , سنت , اجماع و عقل است . اين نظريه علما و دانشيان اصولى شيعه است .
١٨ ـ نقش اجتهاد در فقه
اجتهاد در فقه اسلامى همان گونه كه از معناى لغويش به دست مىآيد به معناى تلاش و كوشش آزاد و مستقل است كه مجتهدان آن را براى تكامل و گسترش فقه از نظر مصاديق در منابع و پايه هاى شناخت و ادله معتبر شرعى به كار گرفته و مى گيرند .
مجتهد بدين وسيله احكام شرعى مسائل مستحدث و فروع جديدى را كه داراى نص خاص در عناصر استنباطى نمى باشند با تكيه بر منابع معتبر شرعى استنباط و استخراج مى نمايد . از اين رو مى توان گفت كه اجتهاد نقش يك انقلاب تكامل بخش و پويش دائمى را در ابعاد گوناگون اسلامى داراست تا پاسخگوى رويدادهاى نوين جهان و نيازهاى متغير زمان و مظاهر زندگى باشد .
از بركت اجتهاد پوياست كه هيچگاه فقه اسلامى در برابر مظاهر زندگى و رويدادها و پديده هاى نوين از هر قسم و نوع كه باشد , ركود و ايستايى ندارد و همگام با آن در حركت است و بدين جهت است كه فقه توصيف به پويا مى شود بلكه بالاتر توصيف به پيشرو نيز مى گردد , زيرا اصول احكام كه اجتهاد در خدمت آنها قرار داده شده پيش از