ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٩ - پيشگفتار
در هر صورت پيمودن يكى از اين سه راه ضرورى است چرا كه هر گاه انجام و ترك عملى مطابق با يكى از اين طرق نباشد احتمال عقاب دارد و عقل هر مكلفى دفع ضرر احتمالى عقاب را لازم مى شمارد و دفع چنين ضرر محتملى امكان پذير نيست مگر از طريق اجتهاد و يا تقليد و يا احتياط . اين است كه مى بينيم اجتهاد شناخت وظايف از راه منابع شرعى از اطراف واجب تخييرى قرار گرفته است و آنچه دفع عقاب محتمل مى كند صرف داشتن (( ملكه اجتهاد )) نيست بلكه شناخت و استنباط احكام و عمل بر طبق آن است . پس در اين صورت مجتهدى كه تنها ملكه اجتهاد را دارا مى باشد ولى براى استخراج و استنباط احكام شرعى اصول و قواعد را به كار نگرفته است با غير مجتهد فرقى ندارد زيرا همان گونه كه غير مجتهد در انجام و ترك اعمال خود احتمال عقاب مى دهد مجتهدى كه ملكه اجتهاد را به كار نبسته است نيز چنين خواهد بود .
بنابراين كسى كه داراى ملكه اجتهاد است بايد يا مجتهدى باشد كه احكام شرعى را از راه منابع و پايه هاى معتبر آن به دست آورد و يا بايد مقلد و يا محتاط باشد و در غير اين صورت ايمنى از عقاب برايش حاصل نمى شود . بلى بر كسى كه داراى ملكه اجتهاد است و در مقام استنباط برنيامده اطلاق مجتهد مى شود ولى در مقام عمل با غير مجتهد فرقى نمى كند . در هر حال بايد اجتهاد به گونه اى تعريف گردد كه اشكال پذير نباشد .
توهم نادرست
بعضى توهم كرده اند كه ملكه اجتهاد از نوع ملكه ديگر است ( مانند ملكه سخاوت , شجاعت , عدالت و . . . ) كه به تمرين و دنبال كردن و مداومت بر استنباط حاصل مى شود , همان گونه كه ملكات ديگر از راه تمرين و تكرار تحقق مى يابد و نتيجه گرفته اند همان گونه , كه ملكه سخاوت از سخاوت و ملكه شجاعت از شجاعت و ملكه عدالت از عدالت جدايى و انفكاك ندارد ملكه اجتهاد نيز از استنباط و شناخت حكم شرعى انفكاك ندارد . از اين رو هر كه داراى ملكه اجتهاد باشد قهرا استنباط حكم شرعى را از راه منابع و پايه هاى شرعى نيز به عمل آورده است و اين با ايمنى از عقاب ملازمت دارد . بر اين اساس تعريف مذكور صحيح است , چرا كه تعريف به لازم آن است .
اين توهم نادر است , زيرا ملكه اجتهاد مانند ملكات ديگر نيست . ملكات ديگر بدون عمل و تمرين و دنبال گرفتن تحقق پيدا نمى كند ولى ملكه اجتهاد بدون عمل و