ادوار اجتهاد از ديدگاه مذاهب اسلامي - جناتی، محمدابراهیم - الصفحة ١٨ - پيشگفتار
اولا ـ اين تعريف بيانگر حقيقت مفهوم اجتهاد نمى باشد چون حقيقت اجتهاد عبارت از خود ملكه نيست , چرا كه اگر اجتهاد به معناى ملكه بود مى بايست اضافه ملكه به آن بيانيه باشد در حالى كه چنين نيست . اضافه ملكه به اجتهاد مانند اضافه ملكه به صفت عدالت است كه (( لاميه )) مى باشد .
ثانيا ـ عناوينى كه در اخبار ذكر شده مانند عنوان عارف ( عرف احكامنا ) وناظر ( نظر فى حلالنا و حرامنا ) راوى ( روى حديثنا ) كه در (( مقبوله عمر بن حنظله )) و امثال اين عناوين كه در روايات ديگرى آمده است بر كسى كه تنها داراى ملكه باشد صدق نمى كند بلكه در مواردى صادق است كه توانايى به مرحله فعليت نيز رسيده باشد . و اما ملكه عبارت است از توانايى بالقوه چه توانايى به مرحله فعليت رسيده باشد و چه نرسيده باشد و به همين جهت است كه پس از لفظ ملكه همواره جمله (( يقتدر بها )) آورده مى شود و متضمن تعريف مذكور است .
ثالثا ـ مراجع تقليد در رساله هاى عمليه و كتب فقهى سه راه را به نحو واجب تخييرى در برابر مكلف گشوده اند : اجتهاد , تقليد و احتياط . اگر مقصود از اجتهاد همان ملكه باشد هرگز صحيح نيست كه آن را در كنار تقليد و احتياط قرار دهيم زيرا تقليد و احتياط مربوط به عمل است و ملكه يك حالت نفسانى است . بنابراين شكى نيست كه اجتهاد در عبارت مذكور يعنى علم به احكام شرعيه و اصول عمليه از منابع شرعى .
توضيح مطلب فوق : بديهى است كه احكام واقعيه شارع مقدس ( از واجبات و محرمات و غير آن ) به واسطه علم اجمالى و يا احتمال عقاب بر مكلفين منجز و قطعى شده و هر عاقلى اجمالا مى داند كه خداوند تكاليفى را متوجه او ساخته است و عقل به او حكم مى كند كه بايد در مقام شناخت تكاليف و امتثال آن برآيد تا جايى كه يقين به انجام تكاليف پيدا كند به تعبيرى كه در علم اصول آمده است اشتغال يقينى مستلزم فراغ يقينى است . كسى كه در جستجوى (( فراغ يقينى )) است و مى خواهد راهى را بپيمايد كه يقين كند وظايف خود را در برابر شارع انجام داده است بايد يكى از اين سه راه را طى كند :
١ ـ خود اجتهاد كند و وظايف خود را بر طبق موازين از منابع شرعى بدست آورد .
٢ ـ راه احتياط را پيش گيرد .
٣ ـ از مجتهدى جامع الشرايط تقليد نمايد .