اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٥ - انواع خوف
عزوجل فرمود: (الذين اذا ذُكِرَ اللّه وَ جِلَتْ قُلُوبهُم» [١].
٤- رهبه براى عبادت كنندگان است، چون خود را مقصّر درگاه باريتعالى مىدانند، خداوند عزّ شأنه فرمود: «وَ يدعوننا رَغَباً وَ رَهَبا» [٢].
٥- هيبت براى عارفان است، زيرا شاهد دادگاه و عدل الهى، خداوند است. يعنى قاضى دادگاه شاهد است «يُحَذِّركُمُ اللّه نفسه» [٣].
به اميد اين كه قلب ما در اين دنيا خائف شود تا در آخرت آمن گردد. مرحوم الهى در ذيل اين فراز (قد براهم الخوف برى القداح) چنين گويد:
|
زبيم هجر جانان خسته جانند |
به درد عشق زار و ناتوانند |
|
|
زاندوه فراقش لاغر اندام |
هراسان تا چه پيش آيد سرانجام |
|
|
مبادا روى جانان را نبينند |
به هجرش تا ابد دلخون نشينند |
|
|
تن لاغر ز درد عشق، جان يافت |
زلطف دوست، روح جاودان يافت |
|
|
كسى كش بيم هجران نيست در دل |
كند فربه تن خاكى چه حاصل |
[١]. سوره انفال، آيه ٢.
[٢]. سوره انبياء، آيه ٩٠.
[٣]. سوره آل عمران، ٣٠- براى اين ٥ قسم مىتوانيد به خصال، جلد ١، صفحه ٢٨٢ و بحار، جلد ٧٠، صفحه ٣٨١ و ميزان الحكمه، جلد ٣، صفحه ١٨٧ مراجعه كنيد؛ صاحب مفردات خوف را چنين تعريف كرده است: «توقّع مكروه عن أمارة مظنونة او معلومة» يعنى انتظار مكروهى كه علامت ظنّى يا قطعى بر وقوع آن قائم شده، همچنان كه رجاء، انتظار محبوب و امر خوبى است كه علامت ظنى يا قطعى بر وقوع آن قائم شده است؛ و صاحب مفردات خوف را ضدّ امن قرار داده است.
و نيز خشيت را خوفى كه با تعظيم همراه است دانسته و اكثر اين نوع خوف را ناشى از علم به آنچه از آن ترسيده شده، معرفى كرده و لذا علماء راستين داراى اين چنين خوفى هستند (الخشية خوف يشوبه التعظيم و اكثر ما يكون ذلك عن علم بما يخشى منه).
و همچنين وجل را «استشعار الخوف» تعريف كرده، يعنى خوف را لباس قلب خود كرده است (استشعر خوف الله: جعله شعار قلبه) شعار لباس زيرين است كه به موى بدن مىچسبد.
و نيز رهبة را ترس با اضطراب معنى كرده است: «مخافة مع تحرّر و اضطراب» (ترسى همراه با پريشان حالى و درماندگى). درباره هيبت در مفردات چيزى نفرموده و چنانكه از كتب لغت مثل مجمع البحرين، اقرب الموارد و لسان العرب استفاده مىشود «هيبت»، ترس همراه با بزرگ شمردن طرف مقابل است ترسى كه همراه با اجلال و تعظيم باشد ..