اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٦٠ - ٩٧- مصيبتزده را شماتت نمىكنيد
ببينيد، قلبى كه محزن انوار الهى شد هرگز نمىتواند، از غم ديگران مسرور گردد، زيرا كه اين تاريكى است و قلب آنها تاريكى نمىپذيرد. از امام صدق (عليه السلام) است كه فرمودند:
«لا تُبْدى الشِّماتَةَ لَاخيك فَيَرْحَمُه اللّه و يَصيرها بِك»:
«اظهار خشنودى به
خاطر مصيبتى كه به برادرت وارد شده، مكن، كه خداوند او را مورد رحمت قرار مىدهد و شماتت را به تو برمىگرداند» [١] چنان دچار مصيبت شوى، كه مردم تو را شماتت كنند و چيزى سختتر از شماتت دشمن نيست، از حضرت ايوب (عليه السلام) پرسيدند، از اين همه بلا و مصيبت كه ديدى كدام سختتر بود؟! نفرمود بيمارى و مرض و از دست دادن مال و فرزند، بلكه فرمود:
«شماتة الاعداء»:
«شماتت و خشنودى دشمنان». [٢]
و همين است كه وقتى موسى (عليه السلام) از كوه طور بازگشت و ديد مردم گوساله پرست شده اند و به برادرش اعتراض كرد، هارون گفت نزديك بود مرا بكشند و مرا ضعيف كردند فلا تُشْمِت بى الاعداء»: «تو با خشم و اعتراض به من، دشمنان را به من شاد مگردان». [٣]
امام صادق (عليه السلام) مىفرمايند: «
مَنْ شَمَتَ بِمُصيبَة نَزَلَتْ بِاخيه لم يَخْرُجْ مِنَ الدّنيا حتّى يُفْتَتَنُ»:
«كسى كه خشنود شود به مصيبتى كه به برادرش وارد شده، از دنيا بيرون نمىرود، تا اينكه او خود به همان مصيبت گرفتار شود و آزمايش گردد». [٤]
شماتت به مؤمن علاوه بر اين، مايه شكستن قلب مؤمن و محزون كردن و مجروح آن مىشود، كه نيز مخالف مقصود خداوند است، او مىخواهد قلب
[١]. اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٣٥٩، سفينة البحار، جلد ١، صفحه ٧١٤- شرح نهج البلاغه خوئى ذيل همين فراز، جلد ١٢، صفحه ١٥٤.
[٢]. سفينة البحار، جلد ١، ماده «شمت»، صفحه ٧١٤.
[٣]. سوره اعراف، آيه ١٥٠.
[٤]. اصول كافى، جلد ٢، صفحه ٣٥٩ و شرح نهج البلاغه خوئى ذيل همين فراز و در سفينة البحار، جلد ١، صفحه ٧١٤ اين روايت را آورده و در آخر لفظ «يفقتتن به» دارد ..