اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦ - شاخههاى اسارت و آزادى
دار نشد ...» [١]
خداوند اين گونه افراد را به عنوان الگو براى ما معرفى كرد، تا حجّت بر ما تمام شود، و بدانيم مىتوان چنين بود، نگوئيد پيامبر بود زيرا تا چنين نشد پيامبر نشد، و نظير يوسف صديق (از اين جهت) در افراد عادى هم براى اتمام حجت بوده و هستند و خواهند بود.
در خطبهاى از پيامبر گرامى اسلام (صلى الله عليه وآله) (كه درباره ماه رمضان ايراد فرمودند) چنين مىخوانيم: «... ايها الناس انّ انفُسَكم مِرهوُنَةٌ باعمالِكم فَفُكّوها بِاسْتِغْفارِكم ...»: «اى مردم روان ها و نفسهاى شما در
گرو اعمال شما است، پس با استغفار و توبه رهايشان كنيد ...». [٢]
آرى نفس ما و حريت آن در گرو اعمال ما است، اعمال زشت و گناهان ما غل و زنجيرهاى دست و پاى نفس ما هستند كه با استغفار باز مىشوند و نفس آزاد مىگردد.
انسانهائى كه دچار تشريفات و تجملات غلط و چشم و هم چشميها شدهاند، و اگر خانه آنها كذائى و مبلمان آن بهمانى نباشد، كسر شأن احساس مىكنند در حقيقت مردهاند و خود نمىدانند، آداب و رسوم غلط كه مىگويد شأن من نيست به ديدن فلانى روم، زيرا بزرگترم يا با اين سن و سال نمىشود به نزد كمسنى رفت و علم آموخت، يا حتماً بايد هديه من كه براى فلانى مىبرم، بالاتر از هديه او باشد، كه منزل مباركى من مى آوردهو غيره، زنجير بردگى است كه با دست خود به گردن خود افكندهايم و شرايط سخت ازدواج كه خود پيش پاى خود گذاردهايم، و جامعه را از نعمت ازدواج محروم كرده و دخترها و پسرها را به مراكز فساد كشاندهايم، چيزى جز بند نيست كه به دست و پاى خود بستهايم، مهريههاى سنگين و توقعات
[١]. بحار الانوار، جلد ١٧، صفحه ٦٩؛ ميزان الحكمه، جلد ٢، صفحه ٣٥١.
[٢]. وسائل الشيعه، جلد ٤، صفحه ٢٢٧ ..