اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٢٥ - ٥٤- پرهيز از طمع
چنين گويد: «پرهيزگار چشم طمع به آنچه
در دست مردم است، ندارد، زيرا علم دارد كه طمع از رذائل نفسانى و منشأ مفاسد عظيم است، چون موجب ذلّت و استخفاف و كينه و حسد و عداوت و غيبت و رسوائى و نرمش با اهل معصيت و نفاق و ريا مىشود و مايه مسدود شدن باب نهى از منكر و امر به معروف و ترك توكل بر خدا و انابه سوى او و عدم رضايت به قسمت الهى مىشود».
يكى از ياران امام صادق (عليه السلام) به نام «سعدان» مىگويد به امام صادق (عليه السلام) گفتم: چه چيزى ايمان را در بنده تثبيت مىكند، قال: الورع (فرمود: پرهيزگارى و عفت نفس) گفتم: چه چيزى ايمان را از او خارج مىكند؟ قال: الطمع (فرمود: طمع و حرص). [١]
الهى آن عارف شيدا در ذيل اين فراز (تحرجا عن طمع) گويد:
|
نمايد جان پاكش از طمع دور |
كه اين خوى از دل روشن برد نور |
|
|
چگونه با روان پاكبازش |
طمع در پستى آرد از فرازش |
|
|
بسا شير از طمع گرديد نخجير [٢] |
بسا عقل از طمع گم كرد تدبير |
|
|
بسا شادان كزين ناخوب خصلت |
به زندان شد قرين رنج و محنت |
|
|
بسا، زين ناستوده خوى ناخوش |
كه شد بر باد دين و دانش هوش |
|
|
بسا، كس را طمع خون ريخت در دهر |
بسا شهد از طمع خون گشت با زهر |
|
|
خوش گفت آن سپاه عقل را شاه |
كه با خوى طمع خواريست همراه |
|
|
كسى راه طمع نسپرد يك گام |
كه با ذلت نشد از كام ناكام |
|
|
كسى كاين خوى ناكس مردم آموخت |
در آتش آبروى خويش را سوخت |
|
|
طمع بستن به غير حق روا نيست |
كه را اين خوى باشد پارسا نيست |
[١]. شرح نهج البلاغه خوئى، جلد ١٢، صفحه ١٤٠.
[٢]. نخجير- نخچير/ شكار، حيوانى كه او را شكار كنند، به معنى بز كوهى هم گفته شده. (فرهنگ عميد) ..