اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٩ - نكته
طريقيت دارد، نه موضوعيت، يعنى بعضى چيزها راهى براى تشخيص موضوعى است، نه اين كه خود اين چيز در آن موضوع دخالت داشته باشد، مثل اين كه مىگويند انسانها روى دو پا راه مىروند، حال اگر انسانى را ديدم كه عاجز بود و چهار دست و پا راه مىرفت، يا اصلا راه نمىرفت و با چرخ حركت مىكرد، آيا انسان نيست؟ پس روى دو پا حركت كردن طريق و راه براى شناختن انسان است نه دخيل در انسانيت انسانى داشته باشد، پس روشن شد كه لاغر بودن يكى از راههاى شناخت متقين است در صورتى كه همراه با صفاتى ديگر باشد و الا بسيارى از فسقه و فجره هم لاغراندام هستند، پس لاغر بودن دخل در تقوى به نحو موضوعى ندارد، ولذا چه بسا افراد پرهيزگارى را مىبينيم كه فربه و چاق هستند، حتى بعضى از ائمه ما مثل امام پنجم (عليه السلام) نيز نقل شده هيكل درشتى داشتهاند و فربه بودهاند.
پس اين صفات، از قيود و صفات غالبى است كه شايد بتوان گفت اكثر متقيان داراى اين صفات هستند كه مولى ذكر مىكنند و به عبارت ديگر عناوين صفات به نحو عنوان مشير است نه عنوان حقيقى، يعنى با اين صفات مولى اشاره به پرهيزگاران مىكنند نه خود اينها مثل لاغراندام بودن و رنگ پريدگى عنوان موردنظر مولى باشد كه ارزش آنها به اينها باشد، ارزش متقيان به تقواى درونى و شجره ايمان آنهاست كه اينگونه ميوهها و ثمراتى را به بار مىآورد.
پس به سه بيان سؤال فوق را جواب داديم: ١- اين صفات طريقت دارد ٢- عنوان مشير است ٣- قيد غالبى است. با اين توضيحات، روايتى كه از مولى على (عليه السلام) نقل شده، بهتر روشن مىشود، در روايت آمده كه در شبى مهتابى، مولى على (عليه السلام) از مسجد خارج شدند، به دنبال حضرت جماعتى نيز حركت كردند، پس از مدتى حضرت ايستادند و فرمودند: شما كه هستيد؟ گفتند: شيعه شما هستيم اى اميرالمؤمنين، حضرت با فراست و دقت به چهرههاى آنها نظر انداختند و فرمودند: چرا در شما سيماى شيعه نمىبينم؟ گفتند: سيماى شيعه چيست اى اميرالمؤمنين؟