اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٩٤ - ١١٠- نزديكىاش به خاطر مكر و خدعه نيست
فريفتن و سوء استفاده باشد، بلكه به خاطر برخورد نرم و آميخته با مهربانى است، به خاطر اين است كه آنها همسفران او در كوى حقّند، ملاك دورى و نزديكى آنها از كسى از روى فساد اخلاق مثل تكبر و مكر و
حيله نيست؛ بلكه از روى ارزشهاى بالنده اخلاقى مثل كنارهگيرى از فساد و براساس رحمت و عطوفت است.
اساساً فردى كه داراى نظم و انضباط است نمىتواند، در همه احوال و با همه متمايل و يا از همه كنارهگيرى كند اگر كسى با همه نرمى نشان داد و به هر دسته و فرقهاى متمايل شد بايد رگههاى نفاق را در او جستجو كرد. مگر مىشود انسان با اين همه انسانها و اين همه افكار جور واجور هماهنگ شود. و اگر با همه تندى كرد، او بيمار است و تعادل روحى ندارد.
بعضى فقط براى پول كسى رفيق او مىشوند، تا وقتى مثل گاو شيرده، مىشود او را دوشند، او را مىدوشند و تا وقتى مثل شتر، سوارى دهد، سوارى مىكشند، وقتى ديگر بهره نداد مثل تفاله كه در دهان است او را دور مىاندازند.
پرهيزگاران از زمره اين افراد نيستند كه ملاك رفاقت آنها بهرهكشى باشد، پرهيزگاران مانند منافقين نيستند، كه وقتى به مؤمنان مىرسند، بگويند ايمان آورديم و وقتى با دوستان شيطان صفت خود خلوت كردند، بگويند ما با شمائيم و آنها را مسخره كرديم وَإِذَا لَقُوا الَّذِينَ ءَامَنُوا قَالُوا ءَامَنَّا وَإِذَا خَلَوْا إِلَى شَيَاطِينِهِمْ قَالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّمَا نَحْنُ مُسْتَهْزِءُونَ [١] در صفات اخلاقى آنها مكر و حيله راه ندارد، زيرا مكر و حيله تاريكى است كه با نورانيت درون آنها سازگار نيست.
مرحوم الهى قمشهاى، اين بلبل گلزار عشق و عرفان در ذيل «بعد عمّن تباعد عنه زهد و نزاهه و دنوه ممن دنى منه لين و رحمة ليس تباعده بكبر و عَظَمَة و لا دُنُوُّه بمكر و خديعه» چنين مىسرايد:
|
چو دور از خلق گردد در تفرّد |
نزاهت خواهد و زهد و تجرّد |
[١]. سوره بقره، آيه ١٤ ..