اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - نمونههائى از سرگذشت بردباران (حلماء)
مىخواندند، بين نماز، شخصى فرزند او را كه حقّاً شايستگى داشت جانشين پدر شود، شهيد كرد. اين پيرمرد هفتاد ساله، وقتى از شهادت فرزند خود باخبر شد، به قدرى بردبارى و صبورى و بزرگوارى از خود نشان داد كه فرمود: «لا حول و لا قوة الّا باللّه» و بلند شد نماز عشاء را خواند و قاتل فرزند را هم عفو كرد. [١]
|
متاب اى پارسا روى از گنهكار |
به بخشايندگى در وى نظر كن |
|
اگر من ناجوانمردم به كردار |
تو بر من چون جوانمردان گذر كن |
يكى از اساتيد بزرگ اخلاق مىگفت: آيت الله اصفهانى هر ماه يك دستمالنامه فحش كه برايش نوشته بودند، برداشته و به سوى دجله روانه مىشد، و در آب مىريخت، و آنقدر با عظمت بود، كه ابداً لب برنمىآورد و عاملين را مورد عفو قرار مىداد، شبيه اين داستان را خادم آيت الله العظمى بروجردى درباره ايشان نقل كره است. [٢]
٥- داستان عجيبى از حلم و بردبارى ملامهدى نراقى صاحب جامع السعادات نقل مىكنند؛ وقتى از نوشتن كتاب اخلاقى و پرارزش «جامع السعادات» فراغت يافت و نسخههاى آن در اطراف پخش شد، نسخهاى به دست سيد مهدى بحرالعلوم، آن مرد فاضل و عالم و كامل كه در نجف اشرف محور علم و تقوا و زهد و عبادت و كياست و مرجعيت بود، رسيد؛ سيد بسيار از اين كتاب در شگفت شد، و آرزو كرد روزى به ديدار مؤلف آن گنجينه پرقيمت موفق شود، از قضا ملامهدى
[١]. سيماى فرزانگان، جلد ٣٧ صفحه ٣٣٦، به نقل از گنجينه دانشمندان، جلد ١، صفحه ٢٢١، صاحب كتاب عرفان اسلامى در جلد ١٠، صفحه ٢٥٩، ضمن نقل كشته شدن پسر مرحوم سيد اصفهانى مىگويد همان شب واقعه طلبه فقيرى نزد سيد آمده و كمك خواسته بود و سيد به او وعده كمك داده بودند، اين طلبه گفته بود فردا كه تشييع جنازه مىكرديم در مسير گذرم به سيد افتاد، و سيد در حالى كه داغ بر جگرش بود، وقتى مرا ديد، بدون اين كه كسى متوجه شود آن وعدهاى را كه به من داده بود، عملى كرد، و من از بردبارى و توجه او در اين حالت سخت در عجب شدم!
[٢]. سيماى فرزانگان، جلد ٣، صفحه ٣٣٦ ..