اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١٥ - وفى الرخاء شكور
|
شكر، جان نعمت و نعمت چو پوست |
زانكه شكر آرد تو را تا كوى دوست |
|
|
نعمت آرد غفلت و شكر انتباه |
صيد نعمت كن به دام شكر شاه [١] |
گفتند حضرت عيسى (عليه السلام) به مردى گذشت كه نابينا، زمينگير و گرفتار مرض برص شده و گوشتهاى بدنش از هم متلاشى شده بود ولى او پيوسته مىگفت «الْحَمدُلِلّه الَّذى عافانى مِمّا ابْتَلى به كثيرٌ مِنَ الناس» يعنى حمد سپاس (و شكر) خداى را سزاست كه مرا از آنچه بسيارى از مردم را به آن مبتلا گردانيده است، سلامت و در امان داشت.
حضرت عيسى (عليه السلام) فرمودند: اى مرد عاجز چه بلائى است كه خداوند آن را از تو باز داشته است و از آن در سلامت هستى كه ديگران گرفتار آن مىباشند، و شكر آن را مىنمائى؟ مرد عاجز و كور عرض كرد من بهتر هستم از كسانى كه خداوند آن معرفت و ايمان و شناسائى خودش را كه در دل من گذاشته است در قلبشان قرار نداده است!
عيسى (عليه السلام) فرمود: دست خود را جلو بياور! وقتى عاجز دست خود را پيش آورد، حضرت عيسى (عليه السلام) به امر خداوند عالم او را شفا داد كه در همان وقت سالم و زيبا گشت به طورى كه از تمام مردم از نظر جسمى و صورت بهتر شد و از آن به بعد همراه حضرت عيسى (عليه السلام) به راه افتاد و از شاگردان مخصوص آن حضرت گشت. [٢]
آرى نه فقط براى نعمتها بايد شكرگزار بود، بلكه براى مصيبت و بلا نيز بايد شكرگزار بود.
شخصى نزد يكى از بزرگان رفته و حال وى را پرسيده بود، او فرموده بودند: الحمدللّه هنوز روى مريضى و فقر را نديدهام، در حالى كه وقتى اين را گفته بود، چند سال بود زمينگير شده بود و خانه او در گرو مردم بود، هم مريض و هم فقير بود ولى
[١]. مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة باب شش- ترجمه مصطفوى، صفحه ٢٧.
[٢]. جامع السعادات، جلد ٣، صفحه ١٦٧ ..