اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩١ - ٨٥- ٨٦- نيكىاش رو آورده و شرش رخ برتافته!
نگذاريد كه على گونهها مانند على (عليه السلام) بر سر مردم فرياد زنند
: «وَ قَد اصْبَحْتُم فى زَمَن لا يَزْدادُ الخَير فيه الّا ادباراً»:
«شما در زمانى صبح كردهايد و زندگى مىكنيد كه خير و نيكى جز عقبماندگى چيزى ببار نمىآورد! و شر و بدى عامل پيشروى است!» [١]
يعنى برخلاف حالات و صفات متقين عمل مىكنيد، و اين ننگ يك جامعه است كه مركزى براى شرور باشد.
زشت است براى جامعهاى كه مركز اجحافها، ظلمها، تعديها و خالى از نيكيها و درستيها و صداقتها و محبتها و صميميتها باشد.
مرحوم الهى، اين عارف سوخته، در ذيل اين فراز (بَعيداً فُحشه لَيّناً قَولُه غائبا مُنْكَرهُ حاضِراً مَعْرُوفُه مُقبلا خَيْرُهُ مُدبراً شرّه) چنين سروده است:
|
نيايد زشت حرفى بر زبانش |
بود زيبا سخن شيرين دهانش |
|
|
نهان از جان پاكش زشت رفتار |
عيان از وى نكوئى در همه كار |
|
|
هر آن خوبيت، باشد روبرويش |
هر آن بد، پشت گرداند زكويش |
|
|
درخت هستيش شيرين دهد بَر |
كجا تلخى بر آرد ناى شكر |
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ١٢٩ صبحى صالح و فيض الاسلام ..