اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢ - عفو و گذشت
است اولى وظيفه و دومى انسانيت است، اگر كسى به من نيكى كرد عدالت به عنوان يك قانون حكم مىكند كه به او همان قدر نيكى كنم، ولى اخلاق حكم مىكند كه بيشتر از آنچه به من نيكى كرده و به او احسان كنم.
هِگل اخلاق را عبارت از پيروى و اطاعت از قوانين مىداند، ولى مىدانيم كه اين صحيح نيست، چه بسيارند افرادى كه رفتارشان طبق مقررات و قوانين فردى و اجتماعى است و از مرز قانون قدمى فراتر نمىنهند امّا اخلاقاً خشن و تندخو، بىگذشت و سختگير، كينهتوز و انتقامجو هستند، اين تفكيك قانون و اخلاق را «كانت» ديگر فيلسوف غربى مورد اشاره قرار داده و در فلسفه اخلاق، چندين رساله و كتاب نوشته و تكاليف را منقسم به دو قسم كرده است، يكى تكليف قانونى يعنى آنچه به موجب قوانين بر مردم الزام مىشود و نقض آنها سبب بازخواست دادگاهها و ديوانخانهها مىگردد.
دوّم تكاليف فضيلتى كه الزامش درونى است و محاكمهاش با نفس انسان است.
در تكاليف قانونى، نظر به عدل و داد است، داد هر عملى است كه بنيادش بر اين اصل استوار است: آزادى هر كس با آزادى ديگران سازگار بوده باشد.
بنابراين حكم قانونى اين است: چنان كن كه آزادى تو بر طبق يك قاعده كلى با آزادى همه مردم سازگار شود، در تكاليف فضيلتى، نظر به اخلاق است و غايب علم اخلاق براى هر كس كمال نفس خود او و خوشى ديگران است. [١]
در مكتب آسمانى اسلام عملى ساختن قوانين دينى معيار دادگرى، و انصاف و تخلّق به مكارم اخلاق مايه كمال معنوى و فضيلت است.
على (عليه السلام) مىفرمايند:
«العَدلُ انّك اذا ظُلِمتَ انصَفْتَ و الفَضْل انّك اذا قَدَرتَ عَفوتَ»:
«عدل اين است كه اگر مورد ستم واقع شدى، با ستم كننده خود منصفانه رفتار نمائى و براى كيفر او از مرز حق و قانون تجاوز نكنى و فضيلت اين است كه اگر
[١]. سير حكمت در اروپا، جلد ٢، صفحه ١٦٩، به نقل از كتاب اخلاق فلسفى، جلد ١، صفحه ٢٩ ..