اخلاق اسلامى در نهج البلاغه( خطبه متقين) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٥٣ - خصوصيات شخص مشورت كننده (يا حدود مشورت)
على المُسْتِشير اكثر مُن مَنْفعتها له فَأوَّلُها انْ يَكونَ الَّذى يُشاوِرُه عاقِلا وَ الثانيةُ أن يكونَ حُرّاً متديّنا و الثالثةُ ان يكونَ صَديقاً مُواخِياً وَ الرابعة ان تُطَلَّعه على سرِّك فيكون عِلمُه به كعِلْمِك بَنَفْسك ثمّ يَستُر ذلك و يكتُمُه فانّه اذا كانَ عاقلا انْتَفَعتْ بِمَشوِرَته و اذا كانَ حُرّاً متديّنا جَهَد نفسه فى النّصيحة لك و اذا كان صَديقاً مُواخياً كَتَمَ سرِّك اذا اطَّلعتَه عليه و اذا اطّلعتَه على سِرَّك فكانَ عِلمُه بِه كعِلمِك تَمَّت المشورةٌ و كَمُلَتِ النَّصيحَة»:
«مشورت حاصل نمىشود مگر به حدود و خصوصيات آن، كسى كه حدود آن را شناخت (به نتيجه رسيده نفع مىبرد) وگرنه ضرر آن نسبت به مشورت كننده بيشتر از نفع آن است نخستين حدّ از آن حدود، اين است كه با انسان عاقل مشورت كند. دوم اين كه كسى كه مورد مشورت قرار مىگيرد آزاده و متدين باشد سوّم اين كه دوست و برادر باشد. چهارم اين كه كسى باشد كه او را بر سرّ راز خود مطلع كنى و علمش به آن راز مثل علم تو به نفس خودت باشد و آن را مستور و كتمان كند. پس اگر شخص مورد مشورت عاقل باشد، از مشورتش نفع مىبرى، و اگر آزاده و متدين باشد، در نصيحت تو با نفس خود مجاهدت كرده و از راهنمائى تو مضايقه نمىكند و اگر دوست و برادر باشد كتمان سرّ تو كرده و عملش به راز تو
مثل علم تو باشد در اين صورت مشورت و نصيحت كامل مىشود». [١]
از روايت فوق خصوصيات و اوصاف شخص مورد مشورت، روشن شد و اينكه: عاقل، حرّ، متدين، صديق، برادر و امين بر سرّ باشد.
[١]. سفينة البحار، جلد ١، صفحه ٧١٨ ماده «شوره» ..